اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳

0
فقه
جلسات

حکومت و امامت در اسلام (1)

نسخه عربی

جلسه ۳

3
  • مشکلی که فعلاً هست مشکل ولایت فقیه در این قضیه است. می‌گویند که خب شما می‌گویید که مبنای حکومت باید به دست ولیّ فقیه باشد، چرا باید باشد؟ چرا باید باشد؟ می‌گوییم به خاطر اینکه ولیّ فقیه عالم به مسائل هست و به مسائل دین هست بنابر اصل عقلایی فرض کنید که شارع یا عقل اختیار زمام امور را به دست یک همچنین شخصی می‌دهد، می‌گویند بسیار خب اگر این طور باشد ما این را قبول داریم، فردی که باید عالم باشد، ابصر باشد، اشجع باشد، فلان باشد، قبول داریم. خب چرا حالا این در یک شخص باید متمرکز باشد؟ چرا شورایی نباشد؟ یعنی اولین اشکالی که امروزه دارند می‌کنند! در خود ایران دارند می‌کنند! می‌گویند گیرم بر اینکه ما مسأله‌ی ولایت فقیه را قبول کنیم که به عنوان یک اصل در دموکراسی است، چرا نباید شورایی باشد؟ آیا یک نفر با توجه به این قضیه زمام امر را به دست بگیرد این اقلُّ خطأً و اقلُّ زلتاً هست یا اینکه شورایی باشد؟ خب به همان دلیلی که فرض کنید که در مجلس قانون اساسی یا مجلس خبرگان این قوانین مصوبه بر اساس شورا هست و رأی اکثریت، به همان ملاک مسائل اجرایی حکومتی هم شورایی باشد که از خطا محفوظ‌تر باشد، به جای یک نفر پنج نفر تصمیم بگیرند، خب این کمتر به خطا می‌رسد تا اینکه یک نفر باشد، این یک اصل عقلایی است دیگر، چرا این اصل عقلایی نباید مأمون باشد؟ این یک مسئله.

  • بعد این قضیه که رفت بعد قضیه می‌افتد در اصل مسأله‌ی ولایت فقیه که آیا مسأله‌ی ولایت فقیه این باید ملاک باشد یا اینکه تطبیق مسائل حکومتی بر مسائل اسلامی و عقلایی؟ کدام باید باشد؟ چرا بایستی که یک شخصی که معمم باشد فرض کنید که ولیّ فقیه باشد؟ چرا؟ مگر عمامه داشتن شرط است؟ یک شخصی می‌رود درس می‌خواند، هم حقوق می‌خواند هم سیاست می‌خواند هم فقه می‌خواند، خیلی قشنگ‌تر و با سوادتر. الان فرض کنید که من باب مثال یک سوال می‌کنیم حالا از شما، همین کسی که ادوار فقه را نوشته، دکتر محمود شهابی، آیا این باسوادتر از خیلی از افرادی که هستند نبوده؟ با سوادتر نبوده؟ مسجد مرحوم آقا هم می‌آمده، کت بلندی داشته و تقریباً تا اینجا داشته و کراوات هم می‌زده! کراوات می‌زده ظاهراً، بله، می‌آمده موقع نماز مثل اینکه باز می‌کرده، من می‌دیدم یک عبا می‌انداخت روی دوشش می‌رفت آن گوشه نماز می‌خواند و بعد هم می‌رفت. به عموی ما گفته بود این آقای طهرانی خیلی آدم باسوادی است فقط یک اشکالی که دارد این است که با گداها در می‌افتد! آن می‌گفت این آقای طهرانی کارش بی‌حساب نیست. فقط ایرادی که از آقا گرفته بود این بود که می‌گفت این با فقرا...! حالا مرحوم آقا به فقرا کاری نداشتند می‌گفتند که نیایند مجلس را خراب کنند، کنار مسجد بنشینند هر کس می‌خواهد برود به آنها کمک کند. ایشان این را می‌گفتند، نمی‌گفتند از مسجد بیرون کنند و افراد را بزنند. نسبت به فقیرها[ بی احساس] نبودند حتی ایشان خیلی[ به آنها محبت] داشتند. خب واقعاً کسی که این کتاب ادوار فقه را بخواند می‌فهمد نویسندۀ این کتاب یک آدم واردی است، این باید مجتهد باشد تا بتواند بنویسد. حالا بینکم و بین اللَه از خیلی از افرادی که الان در مصدر امور هستند، این آدم باسوادتر نیست؟ هم نماز می‌خواند، نماز شب هم می‌خواند بنده می‌دانم، فوت کرد دیگر، هم نماز می‌خواند نماز شب می‌خواند مجالس روضه داشت باسوادتر هم بود حالا اگر قرار باشد چرا این نباید ولیّ فقیه بشود؟ خب این اشکال است دیگر.