اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲

0
فقه
جلسات

سؤال و جواب در باب وجوب نماز جمعه

نسخه عربی

جلسه ۲

10
  • استاد: بسیار خب، مساله‌ای در این صلاة جمعه به نظر نمی‌رسد؟ حالا با توجه به مسائلی که ایشان نسبت به آیات بیان کر‌دند، خب روایات را چه می‌کنید؟ روایاتی که دلالت بر عدم وجوب می‌کند؟

  • تلمیذ: حالا اصل روایات وجوب را چون چند تا آورده بودند آنها روایات خیلی خوبی بود...،

  • استاد: روایات وجوب خب خودش موافق آیه است، روایات عدم وجوب را چه کنیم؟

  • تلمیذ: روایات عدم وجوب یا حمل بر تقیه می‌شود...

  • استاد: اتفاقاً خلاف تقیه است، تقیه این است که بلند شوند بروند، بلند شوند بروند نماز، کسی که نرود می‌آیند...، فلان شده! چرا نماز نمی‌آیید؟ این که خلاف چیز است؟ 

  • تلمیذ: نه دلالت وجوب این است که امر به رفتن می کند...

  • استاد: نه روایات...، در مرتبۀ قبل که خب شما حضور داشتید دیگر که رفقا مطرح می‌کردند، حتی در زمان خلفا هم امر به رفتن است.

  • تلمیذ: یعنی وجوب است در زمان خلفا؟ 

  • استاد: در زمان خلفا هم در روایات داریم که در نماز جمعه شرکت کنید دیگر. 

  • تلمیذ: نه نماز جمعه‌ای که مال آنها باشد. 

  • استاد: نه حالا به آنها کاری نداریم، فقط در نماز جمعه شرکت کنید. آن‌وقت مشکل ما در این‌جا، یکی مسئلۀ روایات است که دلالت بر عدم وجوب می‌کند، این یک مسئله است. مطلب دیگر این روایاتی است که دلالت بر وجوب صلاة جمعه عند الامام می‌کند یا امام مبسوط الید یا حاکم که اقتدار داشته باشد، این دو دسته از روایات با این اطلاق در صلاتی که آقای حاج نصیری مطرح کردند به نظر می‌رسد که منافات داشته باشد و مقیِّد باشد، برای این‌ها چه فکری کردید؟ چون آیه می‌گوید که إِذٰا نُودِيَ لِلصَّلاٰةِ البته ممکن است این طور جواب داد که منافات ندارند، بالاخره آیه از نقطۀ نظر اصل وجوب، وجوب را ثابت می‌کند اما ظرف وجوب و شرائط وجوب وخصوصیاتش دیگر به آیه مربوط نیست. روایات می‌توانند آیه را تقیید کنند به این‌که صلاة جمعه مشروط به فرض بکنید که وجود امام است، اصلاً در زمان غیبت واجب نیست. این را می‌توانند بگویند. یا این‌که بگویند که روایات صلاة جمعه مشروط به وجود امام حاکم است، در زمان غیر این واجب نیست، که آن روایاتی که داریم که می‌گوید واجب نیست را ما حمل بر این موارد بکنیم، خب این از نظر فنی اشکال ندارد، از نظر فنی ما با روایات، آیات را می‌توانیم مقید یا مخصص کنیم، از این نظر فنی اشکال ندارد. منتهی نحوۀ جمع بین آن روایات با این آیه به چه نحوی است؟