اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲

0
فقه
جلسات

سؤال و جواب در باب وجوب نماز جمعه

نسخه عربی

جلسه ۲

9
  • استاد: این دیگر خیلی طرف کله‌اش خراب بوده!

  • تلمیذ: خیلی بعید است. یک اشکال دیگری که باز این جا مطرح فرمودند...

  • تلمیذ: سیاق عرفی نگفتند، گفتند چون مردم بیع نمی‌کنند سر صبح.

  • تلمیذ: حالا آن مؤیدهای مرحوم آقا است

  • استاد: صلاة فجر که هوا تاریک است آخر چه کسی از خانه‌اش در می‌آید که برود معامله بکند یا بیاید نماز بخواند؟

  • تلمیذ: چند تا دلیل آورده‌اند که یکی از آنها همین فرمایش شماست. یکی اینکه می‌گویند فاسعوا الی ذکراللَه دیگر ندارد اگر صلاة فجر باشد، ذروا البیع ندارد.

  • تلمیذ: آن وقت شأن نزول آیه نسبت به مورد خاص است. 

  • استاد: بله این ناقلش مشکل دارد.

  • تلمیذ: شأن نزولش؟

  • استاد: نخیر ناقل این مساله، مفتی، خیلی مشکل دارد.

  • تلمیذ: یک اشکال دیگری که مطرح می‌کنند می‌گویند وجوب سعی مشروط به نداست آن هم ندای هر کسی نه ولو خلفای جور باشد مثل معاویه و امثال ذلک، چون می‌گویند که وجوب سعی مشروط به نداست اذا نودی للصلاة آن هم نه از هرکسی ولو خلفای جور باشد. لذا مثلا گاهی اوقات مثل قریب به همانی که به مشافهین به خطاب متوقف است به آن بیان می‌فرمایند، اینجاست که می‌فرمایند مراد از اذا نودی للصلاة وقت دخول است آن هم وقتی که عرف می‌فهمد، در جواب به آنهایی که قائل به این بودند که مشروط به نداست، آن هم ندای ولو این که جائر باشد نمی‌شود به آن اکتفا کرد ظاهراً می‌فرمایند که اذا اذای وقتیه است اصلاً درصدد اینکه حالا منادی از طرف چه کسی باشد آن اصلاً دلالت بر آن نمی‌کند حالا منادی آن جائر باشد  

  • استاد: درست است.

  • تلمیذ: مثل همان که مال شرایط را دارد. یکی دیگر هم می‌گویند إِذٰا نُودِيَ لِلصَّلاٰةِ مِنْ يَوْمِ اَلْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلىٰ ذِكْرِ اَللّٰهِ همان کلمۀ ذکر را در روایات دیگر یا آیات دیگری داریم که منتسب به خود پیامبر می‌دانند، می گویند ذکر یعنی پیامبر خدا، ظاهراً در قرآن در جاهای دیگر …فَسْئَلُوا أَهْلَ اَلذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ ﴿النحل‌، ٤٣﴾… فَسْئَلُوا أَهْلَ اَلذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ ﴿الأنبیاء، ٧﴾ اهل ذکر را به پیغمبر و اهل بیت علیهم السلام تفسیر کرده‌اند، بعضی‌ها گفته‌اند مراد از ذکر خود پیامبر اکرم است و ائمۀ اطهار علیهم السلام، لذا از کلمۀ ذکر خواستند استفاده بکنند در غیر زمان آنها که کسی که اهل ذکر نیست نباید اقامه بشود. ایشان می‌فرمایند ذکر به معنای احضار الشی من بال است، ذکر را اگر در لغت نگاه کنیم مطلقا به معنای احضار الشی من بال است یعنی حاضر کردن یک چیزی در ذُکر، در خاطر، و این به طور مطلق هست منتهای مراتب استعمال کلی شده و ارادۀ بعضی از افرادش شده، گرچه ذکر به معنای مثلاً مطلق هرچیزی که به ذهن و خاطر می‌آید ولی استعمال لفظ کلی شده و اراده شده بعضی از افرادش، یعنی در واقع می شود گفت می‌خواهند قائل به مجاز بشوند در استعمال کل و ارادۀ بعض، این هم از این باب. لذا آن بعض را هم می‌گیرند صلاة جمعه نه مطلق هر ذکری و نه خصوص ذکری که پیغمبر اکرم باشد با قرائنی که در آیه وجود دارد