جلسه ۲
4استاد: لعل لقائلٍ ان یقول اینکه در صورت وجوب، این سعی باید محقق باشد در صورت عدم وجوب دیگر سعی معنا ندارد.
تلمیذ: حالا این را عرض میکنم، ظاهراً این را خودشان به عنوان یکی از اشکالات مطرح کردند. نکتههایی که میشود از آیه استفاده کرد یکی فَاسْعَوْا إِلىٰ ذِكْرِ اَللّٰهِ، یکی همین کلمۀ سعی است، فَاسْعَوْا فعل امر است، افادۀ وجوب میکند حالا صرف نظر از اینکه اطلاق یا مادۀ امر دلالت بر فور میکند، بر تراخی میکند، آن چیزهایی که هیچ کدامش را قائل نیستیم ولی به هر جهت اصل دلالت بر وجوب را نمیشود از آیه انکار کرد. ایشان میفرمایند که دلالت بر وجوب سعی عند النّداء میکند و سعی هم وقتی قرار باشد عند النّداء واجب باشد خود سعی عند النداء مقدمۀ برای صلاة است، وقتی مقدمه واجب شد ذی المقدمه که خود اصل صلاة است آن هم به طریق اُولیٰ واجب می شود، یعنی از وجوب مقدمه پی به وجوب ذی المقدمه میبریم، وقتی اینجا امر به وجوب مقدّمه شده پس ذی المقدمه هم واجب است. یک دلیل دیگرشان هم میگویند نهی در اینجا گرچه نهی ارشادی است، حکم عقل است و نهی ارشادی است و دلالت بر عدم جواز هر منافی با صلاة را میکند به طور مطلق، ذَرُوا اَلْبَيْعَ در واقع اطلاقش میشود اینکه مطلقا بیع را رها بکنید ولی از این عمومیتی که در اینجا وجود دارد به عنوان نهی ارشادی، ما استفاده میکنیم که با قرینۀ ادامۀ آیه که آیات بعدش باشد آن طور که مذکور است نماز جمعه است، لذا دلالت آیه را به نحو وجوب عینی و تعیینی باید بگیریم. یک چیز دیگری که از کل مجموع آیات برداشت میکنند در مورد استنباطی، میفرمایند که اهتمام شارع مقدس در این سوره، آن جوری که از کل مفاد کلام بر میآید، اهتمام شارع مقدس به این نماز جمعه و شدت تأکید در کلمات تأکیدی که در کل سوره نسبت به این مساله به کار رفته، این ابا میکند از این که انسان بخواهد غیر از این وجوب چیز دیگری را از این آیه بردارد و اخذ بکند. حالا همین کلمۀ سعی...

