جلسه ۲
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
تلمیذ: ؟
استاد: در همین صلاة جمعه؟ این همان است؟
تلمیذ: بله؟
استاد: بله، خب بحث کلی بود، البته این را هم من گفتم که رفقا آن را هم مطالعه بکنند.
تلمیذ: خیلی جالب است شاید دوازده سیزده تا اشکالی که مترتب بر این آیه بوده را رفقا آوردند جواب دادند ؟
استاد: البته دأب آقایان بر این است که قبل از طرح یک مسالۀ فقهی، اول یک اصلی را تأسیس میکنند، بر اساس آن اصل دیگر بنا را میگذارند. اصل تاسیس شده در همین تقریر مرحوم آقا بر عدم وجوب است. آن وقت دیگر روی این مسأله...، چون این رسالۀ صلاة جمعه را ایشان در درس آقای شاهرودی نوشتند. این به درس ایشان مربوط میشود. البته نه اینکه این تقریر آن است، تقریباً میشود گفت که این یک رسالۀ مستقل است که به دنبالۀ آن درس ایشان نوشته شده و اشکال در همان تأسیس اصل وارد است که قبل از ورود به ادله و روایات، تأسیس اصل دیگر در اینجا معنا ندارد.
تلمیذ: یعنی در آنجا اول مرحوم آقا تأسیس اصل کردند و بعد وارد بحث شدند؟
استاد: نه آنی که آقای شاهرودی در آنجا مطرح کردند نسبت به آن قضیه من ایراد دارم، اما نسبت به اصل بحث صلاة جمعه...
... به طور کلی نه فقط در صلاة جمعه، در همۀ موارد فقهی ما نمیتوانیم فقط آیه را مورد نظر قرار بدهیم.
تلمیذ: نمی خواهم بگوئیم فقط آیه، تا وقتی که آیه هست...
استاد: ما دیگر نیاز به روایت نداریم؟
تلمیذ: نه نه خود مرحوم آقا هم این کار را نکردند. اول خود مرحوم آقا چهار صفحه فقط روایات باب را آوردند بعد شروع کردند به آیه، خیلی زیبا فقط...، در واقع ده پانزده تا اشکالاتی که مربوط به آیه است جواب داده میشود، آن مصداقاتی که از روایات بدست میآید خیلی از آنها را در فاصلۀ بحث با استفاده از آیه آوردند. من عرضم این بود که شاید بهتر باشد تیمنناً اول به آیات مراجعه بشود بعد به روایات ...

