جلسه ۱
9تلمیذ: سیاق روایات این طور نیست که بگوید واجب باشد...
استاد: چرا، روایات هم اتفاقاً در این مورد زیاد است، مثلاً اذا کان سلطان عادل یا حضر سلطان عادل یا امام عادل.
تلمیذ: این با خود سیره ائمه نمی سازد چون خود ائمه به عنوان امام عادل در زمان خودشان این قضیه را انجام نمی دادند
استاد: بله این مسئله که خلاف تقیه است. خب حالا این ...
تلمیذ به زبان عربی
استاد: آخر ببینید در زمان ائمه، ائمه وجود داشتند ولی ائمه سلطان عادل نبودند، سلطان یعنی کسی که مبسوط الید است، ائمه امام بودند ولی حاکم نبودند، سلطان یعنی له سلطه، بسط الید للامام، در حالتی که خود امام هم نماز جمعه نمیخواندند، امام نماز جمعه نمیخواندند دیگر، یعنی ما نداریم که امام در زمان خلفای عباسی نماز جمعه بخوانند، یک همچنین چیزی نداریم. پس اینی که امام علیه السلام میفرماید از یک طرف واجب است در هر حالی و از طرف دیگر مشروط میکنند به وجود سلطان عادل و خود آنها هم نمیخوانند، یعنی ما نداریم که نماز جمعه خواندند، فقط در زمان مامون بود که در آن زمان، مامون به امام رضا پیشنهاد میکرد که نماز جمعه را بخوانند، فقط ما همین را داریم که آن هم خب مشخص است. اما در زمان موسی بن جعفر، امام صادق، امام باقر، حضرت سجاد، اصلاً یک همچنین چیزی ما نداریم که حضرت سجاد حتی خصوصی خوانده باشند! اصلاً خصوصی با چهار نفر خوانده باشند که آن افرادی که قائل به این هستند، این را ما چه کار کنیم؟ یعنی خود فعل امام علیه السلام مؤید تقیید است که خود امام چون سلطان نیست، در طول این مدت، پس بنابراین نماز جمعه نباید واجب باشد، میشود واجب واجب مشروط. حالا این مساله و اشکالی که من خدمتتان عرض کردم این جواب دارد منتها امشب بالاخره مساله را به یک جایی رساندیم که در چند مرتبه این روایات را دسته بندی کنیم.

