جلسه ۱
7آن روایاتی که در آنها سلطان عادل یا امام آمده آنها را به این صورت بررسی کنیم که واجب است شرکت...
...تحریث و حث کردند به طوری که من گفتم فردا می آیم با شما نماز می خوانم! حضرت فرمودند نه من شما را قصد کردم یا عبدالملک را توبیخ می کنند و می گویند که تو هلاک شدی برای اینکه نماز جمعه را نخواندی! اینها می رساند که این وجوب هست مادامی که این خوف نباشد یعنی تقیه نباشد و الا اگر جایی باشد که هفت نفر یا پنج نفر از مؤمنین باشند و کسی باشد که من یقتدی به باشد و اینها بتوانند نماز جمعه را برقرار کنند و کسی باشد که امامت را عهده دار بشود بر اینها واجب است نماز بخوانند اگر نترسند. آن روایاتی هم که سلطان عادل و امام را مطرح می کنند سیاقش به این نحو است که واجب است مؤمنین در این نماز شرکت کنند. دیگر وقتی سلطان عادل یا امام هست یا مِن قِبَل سلطان عادل کسی به عنوان امام جمعه هست دیگر آنها نباید از خودشان نماز جمعه ای برقرار کنند و واجب است که در آن نماز جمعه شرکت کنند مگر اینکه دو فرسخ دور باشند که دیگر در این صورت نماز جمعه بر آنها واجب نیست.
اشکال کردند به این روایاتی که در آنها حضرت پنج یا هفت نفر را ذکر کردند؛ در بعضی از اینها دارد که یکی از اینها امام است و بقیه مأموم و مرحوم حاج آقا رضا می گویند لفظ امام معهود از همان امام معصوم است در حالی که اگر این قضیه باشد پس چرا خود ائمه در زمان حیاتشان نخواندند؟ و با استشهاد به روایات بسیاری که در صلاة جماعت و آیات و میت داریم که در آنها هم لفظ امام آمده و در آنجا امام به عنوان امام معصوم به کار نرفته بلکه به عنوان امام این جماعت و امامی که این نماز را می خواند منظور هست، از این هم می شود دست برداشت.

