اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱

0
فقه
جلسات

شروع بحث وجوب نماز جمعه

نسخه عربی

جلسه ۱

3
  • نظریه‌ی دیگر بر این است که اصلاً اصل صلاة جمعه واجب تخییری بود حتی فی زمن الرسول، این هم یک نظریه که دلالت بر وجوب تعیینی و یا حتی وجوب عینی هم ندارد در اینجا من به الکفایه اگر باشد کافی است، این هم یک نظریه که همان طوری که آقای تحویلیان گفتند این قائلین به وجوب تخییری هم در اینجا هستند.

  • مساله‌ی دیگر که روی این قضیه خیلی تأکید دارند این است که صلاة جمعه، واجب واجب مشروط است، در تعیینی بودنش حرف نیست، اشکال نیست، واجب تعیینی است نه واجب تخییری و همین طور واجب عینی است لا واجب کفایی برای کسی که شرایط را دارد، یعنی من یکون علی رأس فرسخین هست و اینها ولی صحبت در این است که واجب واجب مشروط است یعنی عند حصول الحاکم الشرعی و حاکم الاسلامی صلاة جمعه واجب می‌شود به وجوب مشروط نه به وجوب مطلق که مثل نظریه‌ی مرحوم آقا بود که وجوب...، یعنی انسان برای تشکیل حکومت اسلامی لازم نیست اقدام کند. اگر حکومت اسلامی حاصل شد صلاة جمعه هم حاصل است اگر حاصل نشد صلاة جمعه هم حاصل نیست، در صورتی که ما صلاة جمعه را واجب مطلق بدانیم...- من فقط نظریات را می‌گویم حالا دیگر ادله را خود رفقا باید بدست بیاورند که در اینجا کدام یک از این اطراف قضیه راجح است- در صورتی که طبق نظریه‌ی آقا باشد ما اگر در تشکیل حکومت اسلامی قیام نکنیم ما آثم هستیم. چرا؟ به خاطر اینکه صلاة جمعه از ما فوت می‌شود، مثل فرض کنید که وجوب صلاة ظهر، بعد از زوال صلاة ظهر واجب است منتهی برای تحقیق صلاة لازم است که انسان تحصیل طهارت کند پس تحصیل صلاة بالنسبه به تحصیل طهارت می‌شود واجب مطلق، بالنسبه به زوال می‌شود واجب مشروط البته آن در آنجا ظرف است، ظرف است که خودش می‌آید، تحقق پیدا می‌کند اما بالنسبه به طهارت می‌شود واجب واجب مطلق. حالا اگر موقع زوال شد و انسان طاهر نبود نمی‌تواند بگوید چون من طاهر نیستم نماز نمی‌خوانم، باید برود دنبال تحصیل طهارت، باید برود تحصیل طهارت مائیه بکند اگر میسور نشد تحصیل طهارت ترابیه. پس بالنسبه به تحصیل طهارت مکلف است. اگر دنبال طهارت نرفت این در اینجا می‌شود آثم. بنابر نظریه‌ی مرحوم آقا صلاة جمعه همین است یعنی بالنسبه به نفس صلاة جمعه، این نفسش واجب مطلق است منتها شرط تحققش و شرط اِجزائش حکومت اسلام است پس بنابراین اگر افراد نروند به دنبال تشکیل حکومت اسلامی از این نقطه‌ی نظر آثم هستند که نمی‌توانند صلاة جمعه بخوانند، از این نقطه‌ی نظر اینها آثم و گناهکار هستند. یک اشکال بدوی که به این مساله وارد می‌شود، یعنی به این نظریه وارد می‌شود، قبل از تحقیق در روایات به اصل این مبنا اشکالی که وارد می‌شود این است که انسان در زمان تقیه پس بنابراین باید بگوییم که گناهکار است در حالتی که گناه ندارد. در زمان تقیه که حکومت حکومت کفر هست و انسان کاری از او برنمی‌آید درست مثل زمان خود ائمه، در زمان ائمه خب زمان زمان حکومت کفر است دیگر، حکومت بنی امیه و بنی مروان و بنی عباس، انسان که نمی‌تواند آنجا دنبال حکومت اسلامی برود یعنی خود ائمه آثم هستند در زمان حیات خودشان؟ ما که نمی‌توانیم این حرف را بزنیم. در حالتی که اگر ما صلاة جمعه را واجب مطلق بدانیم ترک واجب مطلق موجب عصیان است به هر علتی می‌خواهد باشد، وقتی واجب واجب مطلق باشد نه مشروط، بله ممکن است یک شخصی قبل از زوال خب حالت غش و نوم و نسیان و جنون بر او عارض شود هنوز [واجب] نشده ولی وقتی که موقع زوال شد و وجوب صلاة ظهر بر شخص مستقر شد و ترک کرد الان این دیگر آثم است، این به هر علتی باید نماز را بخواند اما به تحصیل طهارت مائیه و اما به تحصیل طهارت ترابیه.