اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲

0
فقه
جلسات
نسخه عربی

جلسه ۲

4
  • استاد: بسیار خب، آقای... شما؟

  • تلمیذ و استاد به زبان عربی 

  • استاد: ظاهراً آنچه که رفقا به آن رسیده‌‌اند تقریباً همه را در یک موقف و در یک مرتبه می توانیم ارزیابی کنیم، همین طور که آقای آقا سید...! اسم شما چی بود؟ یادمان رفت!

  • تلمیذ: آقا سید ابوالقاسم.

  • استاد: می‌خواستم بگویم آسید محمد رضا! گفتم...! ایشان بیانی که داشتند خیلی بیان خوبی بود نسبت به جمع آوری مطالبی که...، راجع به کیفیت مراتب متنجّسات، همان طور آن چه که آقای آقا شیخ زین و آقا شیخ علی و آقای نوری و... گفتند، تقریباً می‌توانیم بگوییم که همه در یک زمینه بود. از مطالبی که رفقا صحبت کردند این طور بدست می‌آید که مراتب نجاسات پیش شارع مختلف است. فرض کنید که در احکام آبار، چاه و امثال ذلک می‌بینیم که راجع به نضح ماء شارع احکام مختلفی داده، مثلاً فرض بکنید که اگر کلاغ بیفتد در چاه، در بئر اگر غراب باشد چند دلو باید بکشند، اگر عصفور باشد چند دلو باشد، این معلوم می‌شود که نظر شارع این از نقطه نظر نفس نجاست نیست و الّا میته، میته است بین عصفور و بین غراب فرقی نیست، این مقصود جنبۀ قذارت است، جنبۀ قذارت این نجس، عین نجس، این مورد نظر شارع است که اگر عصفور باشد مثلاً سه دلو کافی است، اگر غراب باشد بایستی هفت دلو یا ده دلو باشد، اگر فرض کنید که کلب بیفتد در آن جا به چه نحو، و اگر فرض بکنید که مثلاً دماء ثلاثه باشد باید کل این بئر را نضح کرد یا این که اگر بئر، بئر غزیراست باید مرتب تا سه شبانه روز، این تا آب برایش پیدا می شود، آب جمع می‌شود، آن کشیده بشود. این معلوم می‌شود مسئله مسئلۀ نفس نجاست مورد نظر شارع نیست، مسئلۀ قذرات است. اگر یادِ رفقا باشد در قضیۀ ... إِنَّمَا اَلْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاٰ يَقْرَبُوا اَلْمَسْجِدَ اَلْحَرٰامَ ... ﴿التوبة، ٢٨﴾ ما در آنجا نجَس را حمل بر نجاست باطنی کردیم با توجه به ادله و اینها که یکی از ادله و قرائن که می‌شود گفت این است که ما می‌دیدیم خود ائمه علیهم السلام در زمان حیاتشان با افراد کافر، اصلاً مُلحِد، در خود مسجد الحرام بحث می‌کردند، در خود مسجد النبی بحث می‌کردند، در خود مسجد افراد کافر می‌آمدند، اگر شما بگویید که امام که به آنها نمی‌فرمودند به مسجد بیایید بلکه آنها خودشان می آمدند! در جواب می گوییم که خب از نقطه نظر بحث، بالاخره تکلیف، تکلیف شرعی است، امام می‌تواند بگوید خب می‌رویم بیرون مسجد بحث می‌کنیم، بلند شویم برویم...، مثلاً ابن اباالعوجاء یا مثلاً فرض کنید که آن دهری و صائبی معروف در زمان امام صادق یا امام باقر علیه السلام، خب این ها آمدند و نشستند با حضرت، نشستن حضرت با اینها خلاف شرع است چون حضرت ابقاء می‌کند شخص کافر را در مسجد الحرام، و این خلاف شرع است و حضرت در مندوحه است و حضرت می تواند بفرماید که ما در مسجد الحرام نمی‌توانیم بحث کنیم، محذور داریم، برویم بیرون مسجد الحرام در صفا و مروه، آنجا بنشینیم صحبت کنیم! در حالتی که امام این را نفرمود و با همین دهریین در خود مسجد الحرام می نشست و بحث می‌کرد و حتی اگر حالا فوق آن بگویید من باب مثال نسبت به امام علیه السلام مسئله این طور است، خب حکومت، حکومت وقت مگر قدرت ندارد؟ مگر سلطه نداشت؟ مگر امراء، حکّام از طرف خلفا، این ها سلطه نداشتند؟ خب این ها می‌توانستند جلوگیری کنند، اینها می‌توانستند منع کنند. پس معلوم می‌شود مسئلۀ ورود کفار به مسجدالحرام، این نهیی که در اینجا هست بعنوان قذرات معنوی است نه بعنوان قذرات ظاهری که دلالت بر یک نجاست عینی کند، عرق این کافر فرض بکنید که نجس است آن طوری که فقها بگویند و امثال ذلک، نه این کیفیت نبوده، این قذرات معنوی بوده، همین طور نسبت به قذرات در نجاسات آن جنبۀ معنوی، ما می‌بینیم در روایات و در شرع مورد توجه قرار گرفته. فرض کنید آن حکمی که برای خنزیر و کلب هست آن حکم برای میته و دَم و اینها نیست. نظر شارع نسبت به دماء ثلاثه خیلی شدید است یا فرض بکنید که راجع به خمر، شارع نظر شدیدی دارد. و از این جهت یک مسئله در این روایات به نظر می‌آید و آن قذراتی است که از این قذرات شارع تعبیر به احتراز و به احراق...تعبیر می‌آورد.