جلسه ۲
6بر این اساس ما میبینیم که- همان طور که رفقا گفتند- لسان روایات نسبت به قذر و نسبت به نجس متفاوت است. ما در روایات نداریم که عنوان متنجّس اصلاً بر یک شیئی بار شده باشد، فقط عنوان احتراز است، باید احتراز کرد. ولی از آن طرف هم داریم که مثلاً فرض بکنید که در این نماز نخوان، یعنی در همان متنجّس اوّل، این مسئله هست. روی این جهت آنچه که بدست میآید از مجموع روایات، مخصوصاً روایاتی که در باب ماء الحمام است، در آنجا خیلی روایات مفصلی است و خیلی هم محل بحث است، شاید مثلاً فقها که به این قسمت میرسند هفتهها راجع به مسئلۀ ماء الحمام بحث میکنند، راجع به تنجیس و عدم تنجس آن، آنچه که از این روایات همان طور که گفتیم به دست میآید مقصود و منظور شارع فقط رفع قذارت است، آنچه را که شارع او را نجس میداند یعنی موجب احتراز، همان عَشرة اقسام است که همان فقها در کتاب هایشان ذکر کردهاند این ها را که البته آنها کافر را هم جزء این عَشرة اقسام می آورند که خب ما نسبت به کافر نظر مخالفی داریم ولی خب موارد دیگر که دماء است و کلب است و میته و فلان و این حرفها، اینها مواردی است که نجاست و احتراز از آنها قطعاً در آنجا لازم است.
بناءً علیهذا همان طوری که فرمودند ما متنجس ثانی و ثالث و امثال ذلک در روایات نداریم که یک حدّی تعیین شده باشد که متنجس دوّم یا سوّم یا اول، کدام یک از آنها واجب الاحتراز است و بعضی از اینها نیست. آن که هست این است که آن که عین نجاست مُماسِّ با اوست باید از آن احتراز کرد و دلیلش هم فرض بکنید که زیت است. در زیت دارد که اگر زیت مذاب باشد در حال صیف ولی ما احساس میکنیم به این که امام علیه السلام فرق میگذارند بین صیف و بین شتاء، خود آن دلیل بر همین مسئله است که بابا اگر یک نجاستی در زیت افتاده و کل زیت در اینجا مخلوط شده، خب این را بایستی احراق کنیم برای استصباح، اما اگر نه، یک محدودۀ خاص باشد و لو فی الصیف باشد، حالا یک دم افتاده در این اینجا و مشخص است که الان دم این جاست خب اینجایی که فرض کنید که زیر این شیشه است که ارتباطی به این ندارد که کل این زیت را خالی بکنید به خاطر این که فی الصیف است! مسئلۀ صیف بودن و شتاء بودن که ملاک نیست، ملاک سرایت و عدم سرایت است، خب وقتی که یک دم در اینجا افتاده این در اینجا مشخص است که سرایت به غیر ندارد، چون زیت غلظت دارد یا عسل من باب مثال غلظت دارد و باید در همان محدوده این خارج بشود. از این نظر شارع میگوید بایستی که طرح کرد، به خاطر اینکه عین القَذَرَة الان فیه موجودة، این مسئله الان در این موجود است و آن اطراف و جوانبی که در این محدوده قرار دارد امّا اینکه حالا چون الان افتاده در این زیت، یک پیت این قدری را فرض کنید که یک متر هست، دیدید که روغن زیتون درست میکنند یک متر از اینها...، یک قطره دم بیافتد کل این یک تن را خالی کنید چون حالا در صیف است! میخندند به آدم، میگویند آخر بابا یک قطره دم به این یک تن زیت الان چه کار دارد؟! در حالتی که همه فتوی میدهند به این که بایستی که کل آن را خالی کرد. چرا؟ به جهت این که سرایت در اینجا معنا ندارد، سرایت فقط در همان محدوده، نگاه کنید ببینید که مثلاً فرض کنید که این دم الان در چه محدوده ای است. یا مثلاً بعضیها در تخم مرغ وقتی که خون هست میگویند...! خب شما نمیتوانید بگویید که این خون در کلّ سفیدۀ تخم مرغ است و بایستی که تمام این را...، این مقدار خون مشخص است، یک وقتی خون اصلاً پراکنده است، یک وقتی نه مقدارش مشخص است، یک نقطه است، یک نقطه خون این جاست بگوییم آقا کل تخم مرغ را باید دور بریزیم! خب معلوم است دیگر که این سرایت به بقیه نکرده،

