جلسه ۲
5یک مسئلۀ دیگر، مسئلۀ نجاست به آن معنای اصطلاحی خاص است که فرض بکنید که مثلاً حرمت صلاة در آن ثوب، حرمت فرض بکنید که اکل بعنوان اَنَّهُ نجس، و احتراز از این امور نجاسات در مواردی که احتراز از آن لازم است مانند فرض کنید که طواف و لباس مصلّی و امثال ذلک، آنچه که به نظر میرسد این است که فقها بین این دو قضیه دچار اشتباه و خلط شدند، یعنی مسئلۀ قذرات را با مسئلۀ نجاست خلط کردند. یعنی فرض بکنید که من باب مثال نسبت به کلب یا خنزیر و امثال ذلک یا نسبت به نضح ماء بئر میگویند که آنچه را که از چاه نضح میشود همۀ آنها متنجس است به آن مقداری که از آنها مثلاً نضح باید بشود، تمام اینها متنجس است. اگر مثلاً در بئر خمر واقع بشود، این متنجّس است و باید احتراز بشود و امثال ذلک. در حالی که خب مثلاً این فتوی بر علامۀ حلّی یا بر محقق حلّی خیلی ثقیل است! گفتند چه طور ممکن است فرض بکنید که یک قطره دم در ماء بئر بیفتد و بعد شارع حکم به نضح جمیع ماء بئر بکند؟ یا فرض کنید که غراب یا مثلاً عصفور بیفتد در بئر، در حالتی که بئر غالباً کرّ است، ماء بئر غالباً کرّ است، خیلی شَذ و نَدَر فرض کنید که ممکن است اتفاق بیفتد که یک بئری اقل و مادون کرّ باشد و ادّلۀ کرّ در اینجا شامل ماء بئر و غیر ماء بئر میشود، الماء به نحواطلاق، اذا بَلَغَ قَدرَ کُرٍّ لا ینَجّسهُ شئ، خب اینجاست که مرحوم محقق آمدند گفتهاند که: و فی نجاسة ماء البئر تَرَدد، بعد از ایشان علامه فرض کنید که اصلاً به طور کلی نجاست ماء بئر را آمده نفی کرده در حالتی که به واسطۀ نفی نجاست ماء بئر، نضح ماء بئر را هم منتفی کرده، در حالی که باید بین این دو مسئله فرق گذاشت، فرق گذاشت. یک وقتی مقصود این است که آن ماء بئر متنجّس است به همین تنجّس اصطلاحی، خب در این صورت میتوانیم بگوییم با ادلۀ ماء کُرّ، در اینجا منافات پیدا میکند. ولی یک وقتی میگوییم نه؛ ماء بئر متنجّس نیست ولی باید از آن احتراز کرد. خب این چه اشکال دارد؟ شما که میآئید و میگویید و فی نجاسة ماء البئر تردّد و جناب علامه هم میآید به طور کلی ماء بئر را کنار میگذارد، کلیّۀ عباراتی را که راجع به نضح ماء بئر است را باید کنار بگذارید خب این ها را چه کار میکنید؟ بله؟ ما این همه روایات از ائمه راجع به نضح ماء بئر داریم، همۀ اینها لغو میشود! پس باید اینجا بین این دو قضیه فرق گذاشت. علامه و محقق دچار این اشتباه شدند. یعنی چون از یک طرف دیدهاند که ماء کُرّ لَم ینَجِسهُ شئ و از آن طرف فرض بکنید که نضح ماء بئر، خب منافات با...، خب چطور ممکن است منافات داشته باشد؟ در حالتی که اگر اینها جمع بین این دو قضیه میکردند، در اینکه این دم یا این عصفور موجب تنجس ماء بئر نمیشود، ولی بخاطر قذارتی که دارد شارع میگوید از این تناول نکن. خب این چه اشکالی دارد؟ یعنی به سبب قذارت همان طور که آقای آقا شیخ علی ایشان فرمودند، قذارت ممکن است در خیلی از موارد موجب بشود که انسان احتراز بکند، ولی این قذارت موجب نمیشود آن تنجس اصطلاحی که عدم جواز صلاة باشد، فلذا اگر از آن ماء بئری که نضح میشود بر لباس مصلی باشد نماز با آن اشکال ندارد. چون این ماء را انسان باید فرض کنید که دور بریزد، نباید استفاده کند، حالا روی لباس باشد چه اشکالی دارد؟ و حتی انسان میتواند با این ماء فرض بکنید که لباس را بشوید، تطهیر بکند، باز اشکال ندارد. چون آن تنجس اصطلاحی مترتب نشده بر این ماء، دلیلی بر این نداریم. فقط شارع گفته از این آب مصرف نکن، مثل این که شارع بگوید از زهرمار مصرف نکن، حالا چون گفته مصرف نکن زهر مار نجس میشود؟ یا این که فرض کنید که خیلی چیزها خوردن آن حرام است، ولی نجس نیست. بنگ و منگ و این چیزها، خوردن آنها حرام است ولی نجس نیست. حالا بایستی که انسان احتراز کند دیگر. خب، این یک نکته.

