جلسه ۱
9تلمیذ: عین نجاست زائل شد ولی نجاست که از بین نمی رود
استاد: زائل شده دیگر.
تلمیذ: بحث در همان طهارت است، اگر این باشد پس اصلاً متشرع سؤال نمیخواهد بکند دیگر، میداند که یک حادثهای در اینجا اتفاق افتاده و این احتیاج به یک تطهیری دارد، متشرع این را ادراک میکند، حالا میخواهد ببیند آیا این قضیه در متنجس هم هست یا نه؟ نه اینکه الآن در این شک داشته باشد، در اصل این...
استاد: نه عرض من نسبت به این نبود، عرض من به ایشان این بود که اگر بنای شارع فرض کنید که بر نفس ازالۀ عین هست الآن که بول، جداً هم بول بوده یعنی مختلط بالماء نبوده، وقتی بول الان در این لباس میریزد و دیگر بعد از چند دقیقه فرض بکنید که خشک میشود پس بنابراین با این می شود نماز خواند.
تلمیذ: من هم همین را عرض کردم چون در بعضی روایات این را دلالت میکند.
استاد: آیا یک همچنین چیزی داریم؟
تلمیذ: عرض می کنم نسبت به بول نه، نسبت به...،
استاد: شما یک چیز دیگری گفتید که راحت...!
تلمیذ: در مورد عذره داریم که شخص آمده سؤال کرده دستم خورده است به بدن مثلاً کلب یا خنزیر، اگر چیزی در دستم بود، من دستم را تکان دادم خشک است. من اینجا یک سؤال دارم اگر صرف جفاف بودن شیء نجس عدم سرایت هست و در رطوبت، ماء سرایت میکند میگوئیم خود ماء باعث میشود نجاست سرایت کند، ما میگوئیم ماء رفت چون بخار میشود، عین نجس هم خشک میشود، عین نجس هم ساقط میشود میرود کما اینکه در بعضی از انظار هست که اگر شیئی مثل حجر صقیله باشد مصقل باشد یا صاف باشد مثل آینه که دیگر اصلاً متنجس نمیشود.
استاد: در اینجا تعبیر به صقیل می آورند.
تلمیذ: صقیل، بله همان. میگویند به خاطر اینکه نجاست آنجا مستقر نمیشود که آنجا را زائل کنیم، چون رفته است نمانده است. پس بنابراین ما میگوئیم که چه فرقی میکند؟ عین نجس مرطوب باشد، به سبب رطوبت بچسبد به لباس یا بدن و وقتی آب آن خشک شد آن شیء عین نجس زائل می شود میریزد زمین یا موردی که جافّ است یعنی خشک است آن هم به بدن میچسبد بعد ما یک فوت میکنیم آن را، چطور در اینجا ما قائل به تطهیر با ماء نیستیم اما در اینجا قائل به تطهیر با ماء هستیم؟

