جلسه ۱
4تلمیذ: عذره نه، خون هم...
استاد: فرقی نمیکند
تلمیذ به زبان عربی
استاد: من میگویم که اصلاً شارع نمیآید تصور بکند که منظور از تطهیر، رفع عین نجاست است. به جهت اینکه این معنا کاملاً مسبوق به ذهن است، خب همه میدانند. لذا فرض بکنید که سجدۀ بر عین عذره را اصلاً عقلا قبیح میدانند، این احتیاج به حکم ندارد که فرض بکنید که شارع بیاید بگوید بر نجس العین سجده نکنید ازالۀ نجاست کنید. لذا وقتی که علامۀ حلّی پیش ؟ آمد و در آنجا به همان کیفیت نماز خواند، اصلاً نفس این شخص اظهار تنفر کرد از اینکه معنا ندارد که...، پس بنابراین اصلاً بحث اینکه باید مثلاً روی عذره باشد یا نباشد، روی نجس العین باشد یا نباشد، اصلاً اصلش منتفی است. صحبت در غیر از این است. پس کلام شارع که میگوید موضع سجده باید طاهر باشد مقصود این نیست که عذره نباشد یا خون نباشد یا خمر نباشد، منظور این است که محل محّلِ طاهری باشد. یعنی نفس از بین رفتن عذره در اینجا مطرح نیست، تبدّل حال است، حالا صحبت این است آن تبدل حالی که پیدا میشود به نفس ازاله حاصل میشود یا آن تبدّل حال به امر دیگری باید پیدا بشود؟ این طبعاً این است.
تلمیذ: در روایت هم داریم، در یک روایت مثلاً داریم که شخصی آمد سؤال از امام کرد که از ظرفی که در آن خمر بود، آن خمر را تخلیه کردیم، حالا میتوانیم در آن خل بریزیم؟ فرمودند فلا بأس به، لذا بعضیها گفتند منظور جفاف بودنش است، یعنی ما اگر ظرف را خالی از خمر کنیم و خشک شد خل میتوانیم در آن بریزیم. چطور امام در اینجا خود این زائل شدن نجاست را جایز میدانستند؟
استاد: من نمیخواهم الان وارد این بحث بشوم، البته راجع به ظرفی که اول خمر است و بعد خودش تبدیل به خل میشود، مثل انگوری که میریزند اول خمر میشود بعد تبدیل به خل میشود این مسأله راجع به آنجاست.

