جلسه ۱
3استاد: خب این که مصادره به مطلوب است. بحث این است که آیا در این مورد، شرع حکم به تطهیر کرده یا نکرده است؟ فرض کنید که موضع سجود یا لباس احرام یا لباس مصلی که در اینجا شرع از باب مقدمه، امر به تطهیر کرده نه اینکه صرف یک ... فرض بکنید که حالا اینجا نجس شده است خب بشود ما کاری نداریم، ولی اگر به همین جا بخواهیم سجده کنیم چطور؟ خب در اینجا از باب مقدمه، تطهیرش لازم است دیگر.
تلمیذ: بحث در همین است، ما میخواهیم این را عرض کنیم که آیا این تطهیر برای ازالۀ نجاست است یا اینکه تطهیر برگشت به یک امر دیگری دارد؟
استاد: در مسألۀ تطهیر، ازله و اینها نخوابیده، تطهیر یعنی یصیر هذا الشیء طاهراً.
تلمیذ: طاهر یعنی عدم النجاسة، این است.
استاد: نه، به معنی عدم النجاسة نیست. عدم النجاسة از چه بابی است؟ این تقابل چه تقابلی است؟ یک وقتی شما میگویید عدم عین نجس منظور شارع از تطهیر است پس بنابراین آن فرضی که روی متنجس میآید و شارع آن را تطهیر کرده چه میشود؟ روایتی که امام میفرمایدکه فرض بکنید که این ثوبی که قطعاً الان میدانیم این ثوب عین نجاست در آن نیست، پس بنابراین در اینجا این کلام چه می شود؟
تلمیذ: من هم همین را میگویم. بخاطر همین در این مسئله ماندم که شاید آن روایات را ما بتوانیم در آنها تصرف کنیم، حمل کنیم بر آنجایی که شارع دستور تطهیر با ماء داده است بخاطر وجود عین نجاست است و اِلّا با صرف ملاقات، چرا اصلاً ما شیء را متنجس بگوئیم؟ اگر از جنبۀ عقلی و فلسفی بخواهیم بگوئیم عین نجاست در آنجا نیست...
استاد: یعنی فرض بکنید که شارع گفته که باید موضع سجده طاهر باشد منظور شارع این است که شما بر عذره سجده نکنید؟
تلمیذ: شیئی که در آن نجاست نباشد.
استاد: یک همچنین حرفی را کی شارع میآید بزند؟ یعنی منظور شارع به خاطر اینکه...، کدام آدم فرض بکنید که ذو عقلِ قصیر گفته منظور شارع از این که طاهر باشد این است که بر عین عذرهای که در مقابل...

