اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱

0
فقه
جلسات
نسخه عربی

جلسه ۱

1
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  •  

  • بالاخره استارتش را شما بزنید. چه به نظرتان رسیده در تنجیس نجس؟ یا نه آن هم طاهر است؟

  • دیشب در روح مجرد آن قضیۀ مسجد الخیف را می‌خواندم، آن آقایی که رفته بود آنجا و از ترشح ناراحت و عصبانی بود و این چیزها. خیلی جالب بود. این‌ جا را که خواندند دیگر؟ آن آقای فهری که رفته بود. گفت: امرنا بلزوم الطاعات و الاجتناب عن المعاصی! تلک مجوسیة محضة هلّا امرکم بالابتهال و التوجه الی اللَه، راجع به این مساله. این یک مسالۀ خیلی مهمی است که انسان به این عبادات نظر آلی بیندازد یا نظر غایی؟ نظر استقلالی یا نظر واسطی؟ اغلب افرادی که در امتحانات سلوکی به مسائل انحرافی مبتلا نمی‌شوند، اغلب آنها به این مسأله مبتلا می‌شوند و توقف می‌کنند. این نکته است، این خیلی مسالۀ مهمی است. 

  • خب بفرمایید ما استفاده کنیم. ما که راستش هیچ چیز ندیدیم ، گفتیم بیا اینجا ببینیم که رفقا نظرشان چیست دیگر؟ بالاخره ببینیم[ مسئله به چه شکلی در می آید؟] ما هنوز برای خودمان مبنایی[در نظر نگرفتیم.]

  • تلمیذ: ما گشتیم ولی حدیثی چیزی انگار که اصلاً پیدا نکردیم. ولی در رابطه با آن قضیه ای که از روح مجرد نقل فرمودید ، چیزی که مرحوم حداد می‌فرمایند این است که اصل اولی عدم عسر و حرج است، و این ورود پیدا می کند نسبت به خیلی از مباحثی که الان هست یعنی الان فعلیت دارد مخصوصاً در باب نجاسات و اینها که دِیْدَن شارع ظاهراً بر سختگیری نیست، طبق دستور قرآن سختگیری نیست و قاعدةً این بحث عسر و حرج پیش می‌آید و از آن طرف پایۀ احتیاط را هم می‌زنند ؟ مثل اینکه مقام انسان باید همیشه توجه به توحید باشد، پس اصل اولی را توحید قرار دادند و از آن طرف عسر و حرج را هم باید لحاظ کنند که اگر چیزی عسر و حرج را برای انسان به بار بیاورد باید از آن اجتناب بشود. اما عرض کردم در این رابطه من حدیث را ندیدم تا بخواهم به آن استناد کنم ولی اگر ما بخواهیم آن قضیۀ تنجیس متنجّس را پیش بکشیم در بسیاری از موارد واقعاً سختی پیش می آید و اصولاً نظر انسان برمی‌گردد و یک نظر دقّی به مسألۀ نجاست می‌شود چنانچه الان خب مبتلیٰ به اهل دین می‌شود همین جهت و از همین جا سرچشمه گرفته. پس بنابراین این قضیه اینجا خودش را نشان می‌دهد که ما باید که اگر حدیث نباشد که می‌گویم من پیدا نکردم، نمی‌دانم هست یا نیست. گشتم ندیدیم، کتابهایم هم محدود است، از این بیشتر نیست. اگر حدیث باشد مطلب دیگر است. اگر نباشد ما اصل اولی را باید همین قضیه قرار بدهیم و بایست قائل به این قضیه بشویم که منجّس بودن متنجّس آن ؟ که در لمعه بود یکی از آنها به این برمی‌گردد که ظاهراً ؟ واقعاً عسر و حرج می شود که انسان فکر می کند یک جایی نجس بوده حالا الان نمناک شده انسان حرکت می کند و از آنجا رد می شود و امثال ذلک،؟ واقعاً الان زندگی ها همین طور شده و بیشتر وسواسها از همین جا نشأت می گیرد ولی حدیثی چیزی من پیدا نکردم که بخواهم در بارۀ آن...