جلسه ۱
8استاد: بالاخره در روایات ما مصادیق جزئی نداریم که آن کیفیت تطهیر از آنها مشخص بشود؟
تلمیذ: چرا مصادیق جزئی داریم. چرا در روایات زیاد است و روایات مفصلی هم در اینجا هست که وقتی به حضرت این موارد مطرح می شود یعنی همین مسألۀ بول که شخص دستش را مثلاً کشیده به دیوار خشکانده، بعد این عرقی که بعداً میآید، خب اگر این محل متنجس باشد و این متنجّس منجّس باشد خب با این عرق حادثه این شیء نجس میشود دیگر ولی حضرت میفرمایند: لا بأس به، در این موارد جزئیه که از حضرت سؤال میکنند همین ذهنیت را آمدند از متشرع گرفتند، یعنی متشرع میخواهد بگوید این نجس هست، و بخاطر همین از حضرت سؤال میکند.؟ محمد بن مسلم همین را میخواهد به حضرت بگوید که من این برداشت را کردم که پای شما نجس شد، لباس شما متنجس شد، ولی حضرت میگویند نه نجس نشده است.
استاد: پس بنابراین طبق این نظر اگر قرار باشد که یک بولی به یک لباس ترشح بشود و بعد عین آن بول نباشد، آن خشک بشود این لباس تطهیرش لازم نیست.
تلمیذ: نه به حسب سرایت آن، و الّا خودش که الآن نجس هست دیگر.
استاد: یعنی منظور من این بود که ...، البته این عنوان متنجس، این عنوان، عنوان متشرعه است، ما در آن زمان نداریم، آن جنبۀ انفعالی و اینها را داریم، ولی خب بالاخره من حیث المجموع آیا متنجس با توجه به این قضیه، این منجّس هست یا نه؟
تلمیذ: دیگر منجّس نمیتواند باشد وقتی که عنوان از آن برداشته شد، یعنی آن نجاست دیگر نبود یا حالا زائل شد یا یک برخورد ثانویه پیدا کرد با یک آبی، دیگر ما نمیتوانیم به آن عنوان نجاست بدهیم دیگر.
استاد: آن وقت این با آنی که شما میفرمائید که خود عین نجاست زائل بشود پس بنابراین با این لباس میشود نماز خواند دیگر، چون طهارت صدق میکند دیگر.

