جلسه ۱
7استاد: مرحوم فیض؟
تلمیذ: بله در مفاتیح خودشان یک مطلبی را دارند که روایت را از خوارج نقل میکنند.
استاد: خودشان که نظرشان خلاف است.
تلمیذ: بله میدانم. می گویند: ان الخوارج ضیق علی انفسهم و ان الدین اوسع من ذلک یا مثلاً دربارۀ کسانی که تقلید از علماء را بعنوان مقلد اهل وسواس، الذین یکفرون بنعمت اللَه تعالی و لا یشکرون سعة رحمة اللَه، تعریف از اینها میآورند که اینها الآن در این مسئله رسیدند روی این جنبۀ مشابهت عرفیه یا ارتکاز عرف که در اینجا بین نجس و متنجس فرق نمیگذارد، همان جنبه را لحاظ میکند، یعنی خودشان خواستند انشاء حکم کنند بجای اینکه به روایات رجوع بشود برای بدست آوردن احکام، وقتی ما مسئله را به این جهت لحاظ بکنیم که این جنبۀ قوۀ فاعلی یا انفعالی موجود هست یا موجود نیست به روایات، باید ببینیم با این وضعیت موجود بین مسلمانها که الآن مثلاً در خودمان هم میبینیم مثلاً کسی که اول به جنبۀ سلوک میآید خودش را خیلی مقید میکند و سعی میکند که ببیند مثلاً هرکسی چه کار کرده است او هم انجام بدهد، از یقۀ پیراهن تا ساکِ دست گرفته و زنگِ درِ خانه گرفته میخواهد خودش را هی شبیه به این مسائل نشان بدهد، حالا ما میبینیم در خود شرع، در زمان ائمه آیا به این کیفیت بوده؟ میبینیم که در زمان خود ائمه مسئله به این شکل نبوده که خود مرحوم فیض هم می فرمایند ما هیچ جا دلیلی بر این مسئله نداریم و همان عدم دلیل برای ما کفایت میکند که در مسئله وقتی میبینیم متشرع با این کیفیت و با این سماجت میخواهد نجاست را در همه جا سرایت بدهد میبینیم خود شارع مسئله را خیلی سهل گرفته است و روایاتی که از خود ائمه هست، از امام باقر است به محمد بن مسلم که حضرت میفرمایند: ؟ و میآید اعتراض میکند به حضرت و می گوید شما نمی خواهید که؟ میبینیم خود مشی و سیره ائمه به این هست که این ذهنیت را بیرون بیاورند که این جنبهای که لازم هست در مسئلۀ نجاست حالا ما اسمش را کدورت بگذاریم یا حالا هر چی در آن جنبۀ باطنی قضیه، الآن ما دیگر نمیتوانیم آن را به خود متنجس نسبت بدهیم، متشرع میخواهد نسبت بدهد، شارع و سیرۀ ائمه و روایاتی که هست نسبت به همین بول و سؤر انواع و اقسام حیوانات الّا الکلب، در خودِ کلب استثناء شده است یا بقیۀ روایات میبینیم که میآید این اختلاف را قائل می شود و بین مایعات و بین جامدات این اختلاف را قائل میشود، دیگر نمیتوانیم با یک وجهه بیائیم جلو و این ارتکاز عرفی را که عرف خودش را دوست دارد به این بچسباند، این را در تمام روایات یا در تمام احکام جاری بدانیم.

