جلسه ۱
2استاد: حالا این مطلبی که میفرمایید از نقطۀ نظر مبنای فلسفۀ فقه خب این جایگاهش مشخص است اما ما باید ببینیم که بالاخره در وهلۀ اول ما نسبت به یک دلیل فقهی دسترسی پیدا بکنیم و بعد ببینیم حالا با توجه به آن دلیل، با این مبنا چطور ما خلاصه راه بیاییم؟ پس بنابراین بهتر است اول راجع به اصل اینکه...، در اینکه خود نجس منجّس هست این مساله خب اجماعی است و در این قضیه شکی نیست. لذا این مساله مفروغ عنه است و ادله هم نسبت به این تصدیقات دارند و انکار این مساله انکار ضرورت از دین است،.
حالا بحث راجع به متنجّس است. متنجّس امّا نفس المحلّ الذی زال عنها العین یا ملاقی با نجس که کلا الطرفینش شامل این مسئله میشود. فرض بکنید که یک محلی که خب نجس است ولی نه به ماء بلکه فرض کنید که به قماشی یا به حجری این ازالۀ نجس میشود از او، یعنی عین نجاست زائل میشود اما خب آن محل هنوز به تنجّسش باقی است. محل که دیگر نجس نیست، محل میشود متنجس چون نجس به نفس العین اطلاق میشود نه به آن محلی که نجس در آن قرار گرفته. پس بنابراین روی این مسأله، روی این دو جنبهاش صحبت است.
بسیار خب از رفقا؛ آقای آشیخ زین شما تحقیقاتتان منتهی به چی شد؟
تلمیذ: به زبان عربی
استاد: شما آقای فقیه و حکیم نوری! من خودم آن موقع دیدم که ایشان داشت مراجعه میکرد، بفرمایید نظر شما چیست؟
تلمیذ: من در مطالعاتی که کردم هنوز به نتیجهای نرسیدم. زیاد نتوانستم آن ...
استاد: یعنی هنوز جمع نکردید بین ...
تلمیذ: دیدم خیلی مبانی متقدم تر از خودش هست که آنها هم باید حل بشود. اینطور احساس کردم که من بایستی در رابطه با آب استنجاء، در آب میاه...
استاد: در حمام.
تلمیذ: در حمام، دیدم که اینها همه...، یعنی یک مسالهای است که برای من که ضعیف النفس هستم اگر بخواهم کلش را جمع کنم دیدم نمیتوانم، دیدم برای من خیلی سؤالات وجود دارد. لذا با اینکه بعضی تقریرات را خواندم نتوانستم با روایاتی که دیدم جمع کنم، در رابطه با فرض فرمایش اولی که فرمودید در تنجیس نجس هم باز من شبههای در ذهن دارم که میخواستم عرض کنم که آیا اینجا مبنای شرع در اینکه باید تطهیر کنیم محل نجاست را آیا برای ازالۀ نجاست است یا صرفاً یک امر تعبدی است؟ اگر برای ازالۀ نجاست است انسان میتواند با یک شیء مثل دستمال، نجاست را زائل کند در عین حال بگوییم این طاهر است، چرا ما نیازی به ماء داشته باشیم؟ مثلاً در مورد سنگ استنجاء ما داریم...

