
جلسه ۲
جلسه ۲
12تلمیذ: ...؟
استاد: این لا تقرأ شاید همان کراهتی است که در این...، مثلاً حمل بر عدم رضایت هست. یعنی با تصریح این روایات دیگر جایی برای اینها نمیماند.
تلمیذ: ...؟
استاد: یعنی صریح است، یعنی اصلاً حکم علّت را دارد.
تلمیذ: در علل الشرایع دوباره از امام دارد...، آن روایتی که شما فرمودید در سورۀ مائده است، در یک روایت دیگر داریم که سورۀ بقره را یک مقدارش را...، در اینجا فقط دارد که یک شخصی آمده... امام دارد به شما یاد میدهد، یعنی دو تا روایت میشود.
استاد: دو تا روایت،
تلمیذ: این از علل الشرایع است.
استاد: این از علل الشرایع است، ندیده بودم.
تلمیذ: این که فرمودید باید یک پاراگراف کامل باشد آن هم باید لحاظ بشود دیگر؟
استاد: بله
تلمیذ: یعنی اگر بخواهیم یک آیهای خوانده بشود که مفهوم تمام نشده باشد...
استاد: بله مفهوم آیه باید برسد، درست است.
تلمیذ: ...؟
استاد: بله قرینه حالیه و همان جری خودِ...
تلمیذ: چرا این سیرهای که در میان شیعه وجود داشته بنا به فرمایشی که الان فرمودید، چرا استمرار پیدا نکرده است و رسید به جایی که مسئله بر عکس شد و فقها قائل به عدم جواز شدند؟ یعنی این سیرهای که در زمان اهل بیت بود، زمان اهل بیت٢٥٠ سال...
استاد: اینها مسأله همه ناشی از زمان شیخ صدوق است. مرحوم شیخ صدوق، ایشان یک فردی بوده خیلی وجیه در میان خاصه، ولی نکتهای که ایشان داشته این است که آن قدرت استنباط قوی را نداشته و از همین فتاوایش که در من لا یحضر است- روایات را به صورت فتوا نقل کرده دیگر، یعنی در واقع فتوا را به صورت روایت نقل کرده- این مطلب استفاده میشود و در بیانهایی که نسبت به روایات دارد این استفاده را میشود کرد، مخصوصاً در باب زکات که خب مطالبی که ایشان در آنجا دارد قطعاً اصلاً به نظر بعید میآید، یعنی خیلی عجیب میآید که چه طور مثلاً ایشان یک همچنین نظر و فهمی از روایات داشته! به عکس ایشان، شیخ مفید در فهم روایات بسیار قوی بوده و ایشان تفاوت داشته به خاطر همین که خب مرحوم شیخ مفید اهل علوم عقلی هم بوده و شیخ صدوق اصلاً نبوده، کج سلیقه گیهایی خلاصه ما در مطالب شیخ صدوق میبینیم، یک نحوه خشکیهایی که گاهی...، مثلاً فرض بکنید یکی از کارهایی که شیخ صدوق کرده همین در آوردن دعا برای امام زادههاست، و ابتداء دعا، این از شیخ صدوق است در حالتی که این غلط است، دعا است باید از امام باشد و دعایی که انسان میخواند و به عنوان...، یک وقتی شما میروید فرض بکنید که در حرم امام رضا و دستتان را بلند میکنید و هر چی دعا به زبانتان میآید می گویید، یک وقتی به عنوان یک سنت میخواهید این را عمل بکنید، جایز نیست، باید از امام دعا رسیده باشد. یک همچنین کج سلیقه گیهایی مرحوم شیخ صدوق داشته، و بعد از ایشان ظاهراً این طور که به نظر میرسد فقهاء نسبت به مبانی ایشان تسامح میکردند و آن جرأت...، مثل اینکه نسبت به شیخ طوسی هم یک همچنین قضیهای نقل میکنند که اجماعهایی که در زمان شیخ طوسی یا بعد از شیخ طوسی است حجیت ندارد، به خاطر اینکه همه مقلّد بودند. و نسبت به شیخ صدوق، قبل از ایشان هم مطلب همین طور بوده و نکتهای را که در ایشان میدانستند این بوده که میگفتند ایشان جزء اقدمین بوده و اقدم به زمان ائمه بوده، لذا اشراف بر آن احکام متداوله را داشته، در حالتی که به عقیدۀ این جانب این قضیه صحیح نیست. بلکه مرحوم شیخ صدوق از فهم رواییاش استفاده میکرده نه اینکه اشراف بر این...
