جلسه ۱۲
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
سؤال: ...؟
جواب: البته احکام مشخص است. بعضی از احکام دائر مدار علم و جهل است. بعضی از احکام دائر مدار سعه و قدرت است. بعضی از احکام دائر مدار رشد و عدم رشد است. اینها باعث اختلاف در فتوا می شود. اما احکامی که حالا...، فرض بکنید کسی که در عرفه حالا وقوف اضطراری داشته یا اختیاری و مشعر را بواسطۀ مرض یا شیءِ دیگر درک نکرده، آیا صرف وقوف اضطراری در عرفات کفایت می کند از وقوف اختیاری یا اضطراری مشعر یا نه؟ این دیگر به سعه و ضیق شخص برنمی گردد، این مسئله کلی است، بطلان حج یا عدم بطلان حج است. اما فرض بکنید یک شخصی هست، حالا نسبت به طوافش، این دارای شبهه شده است، انسان اگر بخواهد احتیاط بکند در این جا، باید بگوید دوباره طواف انجام بدهد، ولی وقتی که به او نگاه می کنی می بینی اگر بخواهی این را به او بگویی، اصلاً کل برنامه هایش و فلان، همه مثلاً اصلاً به هم می ریزد، نسبت به مسائل در او شبهۀ جدی پیدا می شود، خب نسبت به این فرد نباید اصلاً صحبت بشود،[نباید به او این مسئله] گفته بشود. یا در مسائل طهارات، مطلب از این قرار است. در مسائل قضاء، کفارات، مسئله به این کیفیت برمی گردد. یا فرض بکنید که در مسائل خمس در هدایا و غیر ذلک، تشخیص ضرورت از غیر ضرورت در مسائل زندگی، این باز به اختلاف افراد تفاوت پیدا می کند. یک وقت ممکن است یک شخصی از یک ناحیه، ضرورت نداشته باشد برایش، ولی از ناحیۀ دیگر برایش تحصیل فلان شیء لازم باشد. این که شخص در چه وضعیتی هست مختلف است. رعایت شئون افراد و حفظ شخصیت افراد در این مورد نقش دارد، خیلی مهم است که انسان نسبت به هرکسی چه نوع تکلیفی را متوجه کند. نسبت به یک شخص فرض کنید که هدیه من باب مثال، فرض بکنید که اگر صد هزار تومان هم باشد، دویست هزار تومان هم باشد، انسان می گوید خمس ندهد. چون احتیاج دارد. اما یکی هست نه، احتیاج ندارد و همین طوری خیلی برایش ضرورتی ندارد، خب در آن جا آدم بایست قائل به خمس باشد. به طور کلی بعضی از مسائل هست که این مسائل خلاصه مسائل بتیّه است و مکلف علی حدٍ سواءٍ است نسبت به این مسئله، این چیز نیست، ولی خیلی از مسائل، خیلی می شود گفت که نسبت به خصوص افراد، دائره و ضیقشان تفاوت دارد. فلهذا این ها فتوا نمی دادند که مبادا یک شخصی را در حرج قرار بدهند. اما خب من خودم نسبت به مرحوم آقا آن چه که در ذهنم هست، ایشان مسائل را به یک نحوی بیان می کردند که خلاصه برای همه قابل جمع بود.

