جلسه ۱۲
4لذا ایشان می گفت ما بعد از این جریان، رسالۀ نماز جمعه را نوشتیم و در آن اثبات وجوب عینی تعیینی کردیم، بعد هم تقریض زدند. البته من یک مسئله ای را خدمتتان بگویم در اینجا، نظر من بر وجوب نماز جمعه است در زمان حضور و در زمان غیبت و به وجوب تعیینی و بدون اشتراط اَیِّ جهةٍ یعنی حتی بدون حکومت اسلامی، چون مرحوم آقا حکومت اسلامی را شرط میدانند اما آنچه را که من خلاصه بدست آوردم عدم اشتراط حکومت اسلامی است. یعنی پنج نفر مسلمان در هر جا باشند ولو در سفر در روز جمعه، واجب است یکی از آنها امام بشود و برای سایرین نماز جمعه بخواند و مسئله هیچ ارتباطی با حکومت ندارد. البته حکومت در مجتمعها چرا، چون آن در تحت اشراف حکومت است قضیه، ولی نه خصوصی دارند یک مسافرتی میکنند، در منزلشان هستند، در جایی هستند، این در اینجا واجب است یک نفر بشود امام و نماز جمعه بخوانند. منتهی علت اینکه من تا بحال خودم این را انجام ندادم به خاطر همین مسئلۀ قضیۀ حکومت است. میگویند ای آقا این دیگر آمده بر مخالفت با حکومت، در قبال حکومت میخواهد نماز جمعه بخواند. و حتی نسبت به رفقا هم تا به حال این کار را نکردهام به خاطر اینکه بالاخره حرف پخش میشود. یعنی انسان هرجا باشد...، یک دفعه با چند نفر یک جا بودیم- این مسئله را قبلاً گفته بودم- آنها گفتند خب اینجا که کسی نیست آقا بخوان، گفتم الان ما میخوانیم فردا از دهان شما درمیآید زن شما میشنود، زن شما به عمهاش میگوید، عمهاش به دائیاش میگوید، همین طوری، بعد یک دفعه پخش میشود إ آقای کذا مثلاً فرض کنید که نماز جمعه خوانده! کار ما تمام است دیگر! و الّا این مسئله است. ولی از نظر فقهی اجتهاداً نه فتواً، اجتهاداً در مسئلۀ وجوب صلاة جمعه، ما وجوب صلاة جمعه را مشروط به امضای حکومت نمیدانیم. یعنی هر وقت در جایی پنج نفر باشند و یکی از آنها متأهِّل باشد [(اهلیت داشته باشد)] برای خطبه خواندن، ولو اینکه حالا عمامه هم نداشته باشد شخص عادی باشد، باید بلند شود و نماز جمعه بخواند ولو به طور مختصر، یک روایت بخواند، یک کلامی بخواند، امر به تقوا کند و بعد مسائل را بیاید مطرح بکند، مسائل سیاسی را بیاید مطرح بکند، به چپ و راست و شمال و جنوب و یمین و...، نماز جمعه است دیگر!

