جلسه ۱۱
4سیّد و شیخ و قاضی و فخرالمحققین و شهیدین و ابن عباس و قُطیفی و محقق اردبیلی، ایشان میفرمایند که تمام اینها قائل هستند به اینکه در هر چیزی، در همۀ اشیاء در اینجا ربا هست. و بعضی ها مدّعی شدند بر اینکه قرائن فقط دال بر وجود ربا در بیع و قرض هست. مرحوم شیخ در اینجا میفرمایند که نه بلکه قرائن بر خلافش هست و همان طوری که از بعضی از روایات مشخص است در هر معاوضهای، حتی لسان روایات هم در این زمینه لسان عام است، فرض کنید که من باب مثال در اینجا میفرمایند که: فی وجه تحریمه من تعطیل المعاش و ؟ الناس ؟ و نحوهما، بعد در اینجا میفرماید که در صحیح ابی بصیر کَقولِ الصادق علیه السلام، میفرماید: أَلحنطة و الشعیر رأساً برأسٍ لا یزداد واحدٌ منهما علی الاخر، خب در اینجا این اطلاق دارد، هم نسبت به قرض است و هم نسبت به بیع است و هم نسبت به کل معاوضةٍ، در آن تنها بیع نیست، و الدقیق بالحنطة و السویق بالدقیق مثلاً بمثلٍ لا بأس به. خب این هم یک روایت.
یا در یک روایت دیگر کان علیّ علیه السلام یکرَهُ اَن یَستبدلَ وَسَقاً من تمر المدینه بوسقین من تمر الخیبر. خب استبدال اعم از بیع و قرض و همین طور کل معاوضةٍ است. و لم یکن علی علیه السلام یکره الحلال، پس این کراهت مقصود تحریم و حرمت است. خب این هم دال بر این است که منظور از استبدال در اینجا کلّ معاوضةٍ است.
یا در صحیحۀ عبد الرحمن لصادق علیه السلام میفرماید: ای یجوز قفیز من حنطة بقفیزین من شعیر؟ یک قفیز از حنطه به دو قفیز از جو؟ حضرت فرمودند: لایجوز اِلاّ مثلاً بمثلٍ.
در صحیحۀ حلبی؛ الفضة بالفضة مثلاً بمثلٍ، حالا چه بیع باشد چه قرض باشد یا صرف نفس مبادله باشد، لیس فیها زیادة و لا نقصان، الزائد و المستزید فی النار.

