جلسه ۱۰
4سؤال: چرا ملاک مراعات نمیشود؟ یعنی پای حیلههای شرعی را باز میکند که با این کلام شما این طور بکنید حلال است، با آن کلام حرام است در حالی که بالاخره ملاک در هر دو تا هم هست.
جواب: نه. فرض کنید که ممکن است که یکی بگوید که من دو ماهه میگیرم بعد آن شخص بگوید که خیلی خب، حالا بعد سر دو ماه نتواند پول را بپردازد. میگوید اگر سر دو ماه نتوانست پرداخت بشود، آن وقت آن مقدار اجل بعدش جزء همین حساب میشود، این رباست. ولی اگر فرض کنید که سر دو ماه نتوانست بپردازد همین بر ذمهاش است، دیگر چیزی اضافه نمیشود مثل اینکه فرض کنید یک قرضی بر ذمهاش است.
سؤال: ثمرهاش آنجا هست. ولی من میخواهم این طرفش را بگویم که چطور اگر ما یک ماه...؟
جواب: خب این یک امر طبیعی است که معاملۀ نقد با معاملۀ نسیه فرق میکند. خب این یک امر طبیعی است.
سؤال: ولی نه اینقدر فرق که ما بیائیم آنجا بگوئیم اگر شما دو ماهه بدهید بخاطر دو ماه دیرکرد ما بیست در صد رویش میکشیم...
جواب: نه، این که دیگر ربا میشود.
سؤال: میشود ربا.
جواب: بله.
سؤال: بعد از این طرف بگوئیم نه، اگر نقد بخرید هزار تومان، نسیه بخرید هزار و دویست تومان است.
جواب: بله.
سؤال: بالاخره ما میدانیم قیمت اصلیش هزار تومان است ولو اینکه دارد به ما نسیه میدهد هزار و دویست تومان ولی ما میفهمیم دویست تومان به خاطر دیر کرد است هرچند اسمش را نبریم.
جواب: خب مسلم دویست تومان به خاطر دیرکرد هست، خب این امر طبیعی است. عرض کردم این یک امر طبیعی است که فرض کنید که هر شخصی وقتی که یک جنسی را میفروشد میخواهد آن عوض زود به آن تعلق بگیرد. وقتی مُعَوّضی را دارد میدهد، از ملکش خارج می شود، می خواهد آن عوض زود بیاید در ملکش قرار بگیرد، این یک امر طبیعی است و کسی هم نمیآید فرض کنید که نسیه بفروشد مگر اینکه مثلاً نیازی نداشته باشد و یا مثلاً جنسش بماند که حالا...، حالا یک شخصی فرض کنید که مثلاً جنسش رُند است، رُندی که الان مشتری پشت در ایستاده است، این را میآید به طرف می دهد که اگر این جنس را به این بدهد فوری میآید جنس دیگری میخرد و همان روز استفادهاش را میکند. ممکن است در عرض یک روز سه دفعه آن جنس را بفروشد. حالا همین را به یکی بفروشد آن هم شش ماه دیگر به همین قیمت! مگر خُل است؟! این دیگر عاقلانه نیست، این اصلاً بازار میخوابد، این اصلاً معنی ندارد. آن که فرض کنید که شارع آمده این ربا را بسته، به خاطر همین است که این معامله باب نشود که فرض بکنید که دیگر بیایند همین جنس را بفروشند و همین مسئلۀ ربا را یک ماه، دو ماه، هر مقدار، مقداری حساب کنند، ماهی ده درصد، یک ماهه بُردی ده درصد، پنج ماهه بُردی مثلاً پنجاه درصد، همین طور ده درصد ده درصد اضافه بشود، این همان رباست. ولی در اینکه بالاخره تأخیر خودش یک مقداری عادتاً، حالا نه اینکه بر اساس یک حسابی، مثلاً طرف میگوید فرض کنید که پنجاه تومان میگیریم، این اشکالی ندارد، قاعدهاش هم همین است. یا مطلق معاوضه که ربا در مطلق معاوضه گفتند که هست، هر معاوضهای چه بیع باشد چه نسیه باشد و یا اینکه هدیۀ معوضه باشد البته هدیۀ معوضه در آن اشکال است، در آنجا اشکال است. مثلاً بمثل باشد. فرض بکنید که در تمام اینها خلاصه ربا میآید، فرقی ندارد.

