جلسه ۱۰
6[ثانیاً] از یک نظر میتوانیم بگوئیم که در اینجا مشمول ما قُصد لم یقع و ما وقع لم یُقصد است. زیرا وقتی معاملۀ درهم به درهمین میشود، مقصود بایع از درهم، یک درهم به اضافۀ یک درهم که نیست، دو درهم مجتمع است. اگر دو درهم مجتمع نبود این معامله را انجام نمی داد. پس مقصود دو درهم است در حالی که خب دو درهم چیست؟ خب یک درهم در اینجا باطل است. پس اگر قرار باشد بر اینکه معامله صحیح باشد، ما قُصِدَ که دِرهَمین باشد، این دِرهمین لم یَقَع، وَ ما وَقَعَ که یک درهم باشد، این لَم یقصد، چون میگوید خب مگر من دیوانهام که بیایم یک درهم را در قبال یک درهم معاوضه کنم؟ همان یک درهم سر جای خودش محفوظ است دیگر، من چرا معامله کنم؟ فلهذا در اینجا مسئله به همین کیفیت است.
میفرماید که: فیمکن ان النهی هنا کالنهی عن بیع ؟ مما لا اشکال عندنا فی الاقتضاء الفساد ؟ و اَنَّهُ لیس کَاَنَّ بیع وقت النداء، بیع در وقت نداء که يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا إِذٰا نُودِيَ لِلصَّلاٰةِ مِنْ يَوْمِ اَلْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلىٰ ذِكْرِ اَللّٰهِ وَ ذَرُوا اَلْبَيْعَ ذٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿الجمعة، ٩﴾ بیع در وقت ندا اقتضای حرمت نمیکند، به جهت اینکه مورد تعلق نهی و مورد تعلق اباحه و معامله دو تاست، نهی به نفس آن چیزی که حلیّت به آن تعلق گرفته و معامله به آن تعلق گرفته، نهی به آن تعلق نگرفته است، وقت معامله وقت باطلی است نه نفس معامله. پس بنابراین در این مورد هم یک کار محلل انجام دادند و هم از نقطه نظر اینکه در وقت نداست، آن کُوْنِ در وقت ندایش میشود حرام. اگر نهی به نفس معامله تعلق بگیرد نفس شئ میشود حرام. اما کُوْنِ معامله در وقت نداء؛ این نهی به الاشتغالُ فی وقت النداء تعلق گرفته است حالا میخواهد آن اشتغال، بیع باشد، میخواهد آن اشتغال، ورزش کردن باشد، می خواهد آن اشتغال، از درخت بالا رفتن باشد، هر چیز میخواهد باشد. در وقت نداء، وقت اذان بایستی که به سمت صلاة حرکت کنند. در آنجا نهی بر آن اشتغال تعلق گرفته است، یعنی به جنس نه به فصل مقوم آن شئ؛ به آن جنس تعلق گرفته است فلهذا در اینجا موجب بطلان نیست.

