اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰

0
فقه
بانک و ربا
جلسات
نسخه عربی

جلسه ۱۰

3
  •  خب حالا این یا حقیقتاً زیادی ‌باشد، زیادی، زیادی حقیقی باشد مثل این که فرض کنید یک کیلو گندم در برابر یک کیلو و یک سیر، خب این حقیقی است، یا زیادی، زیادی حکمی است، لون است، فرض کنید شرط جودت در کیفیت را بکند یا شرط زیاده را بکند، که زیادت در این جا زیادی حکمی است. اَو اقتراض احدهما مع الزیاده یکی قرض بگیرد. خب یکی فرض بکنید که بیع است در مورد بیع. یکی در مورد قرض است. و اِن لم یکونا مقدرین، اگر چه قرض تقدیر به کیل یا وزن نشده باشد. البته ایشان در این جا مقید می‌کند اذا لم یکن بازل الزیادة حَربیّا، این مطالبی را که الآن داریم می‌خوانیم این مطالب را ایشان از مسالک مطرح می‌کنند، در صورتی که بازل زیادت حربی نباشد. خب این در این جا پس معلوم می‌شود که رِبای از حربی اشکال ندارد. البته در ملاک استنقاض است. در آن جا به ملاک استنقاض می‌توانیم بگوییم فرض بکنیم که الآن اگر یک کشور حربی یک پولی را از بلاد اسلامی قرض گرفتند مباح است که فرض کنید که حکومت اسلام از آنها ربا بگیرد، اشکالی ندارد. اذا لم یکن بازل الزیادة حربیّا و لم یکن المتعاقدان والداً عن ولده، ربا لا ربا بین والده و الولد و لا بین الزوج و الزوجة، در هر دو روایت داریم از رسول خدا که می‌فرمودند که ربا بین فرزند و بین پدر نیست. و همین طور بین زن و شوهر. و ان کان تعریفُهُ بذلک لا یخلو من نظره، اگر چه تعریفش به این خالی از نظر نیست، یعنی به کیل و وزن و حقیقی باشد یا حکمی باشد، مواردی در آن پیش می‌آید که خب نقضهائی می‌شود در آن بشود. اِلاّ اَنَّهُ یُسهل الخطأ عدم الارادة التعریف الحقیقی، فقط در این جا منظور این است که یک تعریف اجمالی و رسم برای ربا باشد اما تعریف حقیقی خب در این جا مد نظر نیست. بل ؟ یقال ان المراد بِهِ شرعاً المعنی اللغوی لکن فی خصوص النسیه والبیع و المطلق المعاوضه. مراد به ربا شرعاً همان معنای لغوی است که زیاده است اما این زیاده فقط در مورد قرض می‌آید یا در مورد بیع است یا در مورد مطلق معاوضه است یا در مورد نسیه، نسیه را اعم بگیریم. چون در نسیه به یکی از دو وجه، حرمت تعلق می‌گیرد. در وجهی که حرمت تعلق می‌گیرد این است که شخص بایع بگوید: این متاع نقدش اینقدر قیمت دارد و هر ماه نسیه‌اش این مقدار اضافه می‌شود. یعنی در واقع آن مقدار نسیه اضافه شدن بر اساس ربحی است که از ذمۀ این شخص بر ذمۀ او تعلق گرفته است، مثل اینکه فرض کنید که قرض کند. چه طور اگر قرض کرد می‌گوید هر ماه این مقدار سود به آن تعلق می‌گیرد تا سر یک سال، دو سال، این هم همین طور است. این کتاب را الان شما از من بخرید صد تومان قیمتش است. یک هفتۀ دیگر بیائید پولش را بدهید می‌شود صد و پنجاه تومان. دو هفتۀ دیگر بیائید بدهید می‌شود دویست تومان، فرض کنید که همین طور بالا می‌رود. یعنی بر اساس ربحی که بر این صد تومانی که بر ذمۀ اوست، بر آن اساس، ربح را روی کتاب می‌کشد. خب این می‌شود همان ربا، فرقی نمی‌کند. یک وقتی نه، اصلاً همین طور می‌گوید این کتاب را نقد می‌خواهی بخری اینقدر است، بخواهی نسیه بخری، نسیه حالا هر وقتی که می‌خواهد باشد، من اینقدر، صد و پنجاه تومان نسیه می‌دهم نه اینکه تقسیم بکند که هر ماهش اینقدر و اینها، بدون شرط، بدون...