جلسه ۹
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
مسئلۀ ربا و آنچه که در آیات راجع به آن صحبت شد، این گذشت و حقیقت ربا عبارت شد از اعطاء مالٍ بلا عوضٍ و این آن جهتی است که در روایات ما هم به آن اشاره شده است و بر این مسئله عقاب خیلی الیمی مترتب شده است به طوری که در بعضی از روایات، ربا را جزو کبائر درجۀ یک به حساب میآورند و حتی زنا و بعضی از کبائر دیگر در مرتبۀ بعد از ربا قرار دارد.
یک روایت از محمد بن علی علیهما السلام میفرماید: لا تُسلّموا عَلَی الیَهودَ و النَصاری وَ لا عَلَی ؟ وَ لا عَلَیٰ آکِلِ الرّبا.
روایت دیگری در ثواب الاعمال عَن احمد بن عمر حَلَبی قال: سَئلتُ ابا عبداللَه علیه السلام: عن قول اللَه عَزوجل، در این آیۀ إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبٰائِرَ مٰا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئٰاتِكُمْ… ﴿النساء، ٣١﴾ حضرت میفرمایند که: مَنِ اجتَنَب ما اَوعد اللَه علیه النار اذا کان مؤمنأ کَفَّرَ عَنهُ سَیّئاته وَ اَدخَلَهُ مُدخَلاً کَریما، بعد میفرمایند: وَ الکَبائر سَبعُ الموجبات: قتل نفس حرام وَ عقوق والدین و اَکلُ الرّبا و تعّربِ بعد الهجره و غصب المحصَنه وَ اکلُ مالَ الیتیم و الفِرارُ من ؟ که راجع به این سری از روایات جلد ششم وسائل در باب جهاد النفس، آنجا را مطالعه کنید. راجع به عقاب بر رِبا در آنجا روایات زیاد است. در جلد شش طبعهای چاپی نه طبع قدیم.
در جلد دوازده در کتاب التجّاره یک روایتی هست از پیغمبر اکرم، روایت در کافی است عن ابی عبداللَه علیه السلام قال رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله و سلّم: انِّ اخوَفَ ما اَخافُ عَلی اُمتّی هذه المکاسب الحرام، الشّهوة الخفیَّة و الرّبا. این هم یک روایت راجع به ربا.
در صفحۀ سیصد و بیست و نه در بحث ربا روایتی است که میفرماید: قُلتُ لاَبی عبداللَه، عُمر بنِ یزید: جُعِلتُ فدِاک اِنَّ النّاس یَزعمُونَ اَنَّ الربحَ عَلَی المضطر حرامٌ وَ هُوَ مِنَ الرّبا. قالَ وَ هَل رَأَیت اَحَدا یَشتری غَنیاً اَو فَقیرا الِّا مِن ضَرورَةٍ، منظور حضرت در اینجا رِبحِ صرف نیست. حضرت میفرمایند هر شخص مشتری بالاخره مضطر است، مضطر به اشتراء یک شئیی است و وقتی که یک شئیی را میخرد رِبحِ آن شئ را میپردازد. شما نانوائی هم که میروید نان میخرید به خاطر اضطرار میروید، اگر نان نخرید گرسنه میمانید. یا این که وقتی میروید گوشت یا سبزی یا هر چه بخرید، تمام این خرید و فروشهائی که میشود اینها برای اضطرار است حالا نه آن اضطراری که اشراف بر موت است ولی بالاخره برای اضطرار است. پس بنابراین نباید بگوئیم که ربح حرام است. یا عمر اَحَلَّ اللَه البیع و حَرَّمَ الرّبا فربَح و لا تَربئ. ربح کن ولی ربا نگیر. قُلتُ وَ مَا الرّبا. قالَ دَراهِمُ بِدِرهَمٍ مِثلین بِمِثلِ. دو مثل را به مثل شما تعویض کنید. یعنی اضافه بدون اینکه در قبال آن چیزی باشد.

