جلسه ۸
4مثلاً الان در فقه ما، خب فقهاء فتوا دادند دیگر، مثلاً دینار مرغوب را حتی با دینار غیر مرغوب انسان نمیتواند معاوضه کند، باید در وزن یکی باشد. ولی در این جا دیگر روایتی...، مثلاً همین روایتی که ابی هریره نقل کرد- حالا ما به آدمش کاری نداریم، ولی بالاخره این عبارت در این جا دارد- در این جا ایشان روایتی که نقل میکند میگوید مثلاً بمثلٍ یداً بِیَد، یداً بیدٍ یعنی تقابض باید در مجلس باشد، نمیشود نسیه باشد، فمن زاد و استزاد فقد اربی الا مَا اختلفت الوانه، این الّا ما اختلفت الوانه اشاره به این است که اگر یکی از اینها مرغوبیت داشته، فرض کنید که چون خود حنطه دارای الوان مختلفی است، حنطۀ حمراء داریم، حنطۀ صفراء داریم و حتی حنطۀ بیضاء داریم، البته صفرویتش کم هست. این حنطه به خاطر کیفیت لون ممکن است در این جا اختلاف پیدا بکند، یا ملح دارای انواع مختلفی است یا فرض کنید که من باب مثال تمر، می گویند هفتاد نوع تمر داریم، انواع و اقسام تمور موجود است. ما از این روایت بدست نمیآوریم که مکیل یا فرض کنید نفس موزونیّت در این جا ملاک است، یعنی چون این جنس موزون است، پس بنابراین به مقابل خودش هر چه میخواهد باشد بایستی که خلاصه به آن توجه بشود.
و از این جا ما متوجه این مسئله می شویم که در عددی از این نظر...، فرض کنید که در سابق، الان این طور نیست، ولی در سابق در عراق پرتقال عددی بود، ما میرفتیم عددی میخریدیم. مثلاً بیست تا میخریدیم عددی و در ایران هم عددی بود. نمیدانم شما یادتان هست یا نه؟ بله در ایران هم عددی بود، من کاملاً یادم هست. من بچه بودم شاید حدود فرض کنید که ده سال، نه سال، در آن زمانهای سابق همین مرکبات، مثلاً پرتقال را عددی می خریدیم. البته لیمو ترش، لیمو حامض را نه، آن موزون بود. ولی پرتقال عددی بود. پدر ما مثلاً ده تا پرتقال میخرید برای ما میآورد، کاملاً یادم است، دستمال ابریشمی ها همیشه در جیبش بود، دیدید دستمال را در آن گره میزدند دست میگرفتند و این حرفها؟ سیب نه، تفاح عددی نبود.

