جلسه ۷
2بعد مطلبی که در این جا ذکر میکنند این است که میگویند جهتش این است که در زمان جاهلیت وقتی که یک معاملهای را یک شخصی میکرد، یک تجارتی را میکرد، بیع نسیه، در سر موعد که میآمد، آن شخص میگفت که شما تأخیر در اداء ثمن بیانداز و مقدار زیادی در ثمن را شما مدّ نظر قرار بده، و آن هم قبول میکرد. مثلاً فرض کنید که یکی از چیزهایی که الان هست، دقیقاً مسئله الان همین طور است، فرض کنید که میگویند الان این نقد چقدر میارزد؟ مثلاً فرض کنید که این مال، نقد صد تومان ارزش دارد، میگویند خب نسیهاش چقدر میارزد؟ حساب میکنند این صد تومان را اگر به یکی قرض بدهند، آن مقدار قرض رویش میآید، مثلاً فرض کنید که یک ماهه صد تومان میشود صد و ده تومان. ده تومان سود این یک ماه است، میگویند آقا یک ماهه صد و ده تومان، نقداً صد تومان، این میشود ربا. یا این که بعداً فرض بکنید که- البته حالا ما در مورد خصوصیاتش میآییم میگوئیم. ما فعلاً داریم معاملات زمان جاهلیت را این طور که در این جا هست ذکر میکنیم که در آن جا آن زمان هم همین طور بوده- فرض کنید که اگر در سر موعد معاملۀ نسیه، شخص پول نداشت میگفت این نسیه به یک مقدار اضافه تبدیل بشود. مثلاً یک ماه دیگر تمدید کن با ده تومان اضافه، او قبول میکرد. پس در واقع دارد سود آن ده تومان را میگیرد. و اصل شیئی صد تومان ارزش دارد. خب این قطعاً ربا است، به جهت این که قیمت آن مبیع قبلاً مشخص بوده، قیمت مبیع دیگر تمام شده، قیمت آن مبیع صد تومان است، صد تومان مثلاً یک ماه دیگر. بعد آن اضافهای را که آن شخص میگیرد قیمت مبیع نیست، قیمت آن ربح مال است. ربح این مئة تومان است که بنا بر تأخیر در اداء او دارد می گیرد، در واقع نسبت به قرضی که دارد به آن بایع، نسبت به آن قرض الان دارد این ربح را اضافه میکند. این مسئله با آن مسئله دیگر که فرض کنید که نظر ما بر آن است، این فرق میکند.

