جلسه ۷
4یکی بیع حلال و آن بیع نقد یا بیع نسیه است بدون در نظر گرفتن ربح مال، این میشود بیع حلال.
یکی بیع حرام است که ربا است و آن بیعی است که آن مقدار زیادی بر اساس مالیت تعلق میگیرد نه بر اساس عوض و معوّض. یعنی ربح آن مالیّت را بر حسب تأخیر، آن را حساب میکنند و میکشند روی آن مبلغ و بعد آن را میپردازند.
سؤال و جواب عربی...
... بالبیع و الشراء وحرم ربا الذی هو زیادة فی المال لاجل تأخیر الاجل، به خاطر تأخیر اجل، و ذلک لان اللَه تعالی...، بعد دیگر خب این فلسفهاش را بیان میکند. بعد میفرماید که: و ذکر بعض العلماءِ اَلفرق بین البیع و الربا فقال اذا باع ثوباً یساوی عشرة بعشرین فقد جعل ذات الثوب مقابل العشرین، یک لباسی را که ده درهم است این لباس را به بیست درهم میفروشد، خب این بیست درهم در مقابل تمام این ثوب واقع شده. یعنی تمام این ثوب ولو این که ده درهم میارزد، ولی این دلش خواسته به بیست درهم بفروشد. پس بنابراین بیست درهم در قبال تمام ثوب واقع میشود، خب این ربا نیست. این بیع بزیاده است یعنی این بیع گران است، حالا این بحث گران فروشی است و حالا گران فروشی مطلوب است یا مطلوب نیست این یک بحث دیگر است ولی این ...، اصلاً دلش نمیخواهد فرض کنید که یک جنسی را بفروشد، دلش نمیخواهد، میخواهد نگه دارد برای خودش. یک شخصی میآید میگوید آقا من این را به هر مقدار بخواهی میخرم از شما. خب این در این صورت دیگر مختار است میگوید خوب حالا که میخواهی بخری من اصلاً میخواهم ده برابر قیمت بفروشم، این اشکالی ندارد از این نظر. چون بایع نیست. علی کل حال، حالا خب موارد مختلف است.
؟ وقتی تراضی واقع شد، هر کدام از این دو تا مقابل دیگری است در مالیت، عوض و معوض مقابل هم دیگر قرار میگیرند در مالیت. فلم یکن اخذ ؟ شیئاً بغیر عوضٍ. دیگر بغیر عوض چیزی را نگرفته. اما اذا باع عشرة دراهم بعشرین، ده درهم را به عشرین میفروشد، خود ده درهم را، یعنی ده درهم مسکوک را میفروشد در قبالش، خب ده تا از این درهم در قبال این ده درهم است، این ده درهم بقیهاش در قبال چیست؟ این دیگر مقابل ندارد. فقد اخذ العشرة این بیست تا گرفته، الزائد بغیر عوضٍ، بدون عوض، و لا یمکن ان یقال ان العوض هو امهال فی مدة الاجل حالا اگر شخصی بگوید که نه، این عوض همین تأخیر در اداء است، قرض، وقتی که ده درهم به یک نفر میفروشد در قبال بیست درهم در ماه بعد، این مهلت در اجل، این مهلت در قبال این ده درهم است. هیچ موقع مهلت که مالیّت ندارد. لان الأمهال لیس مالاً مهلت که مال نیست، تأخیر که مال نیست. او شیئاً یشار الیه حتی یجعله عوضاً تا این که آن را عوض عشرة الزائد قرار بدهد. خب این فرق در این مسئله ظاهر شد.

