جلسه ۷
10این مسئلۀ فساد و افساد و اختلال در جامعه این هم یک مسئلۀ مهمی است که نظم جامعه بر این اساس است دیگر. من لامعاش له لا معاد له. خب تا این قضیۀ شکم درست نشود، وضع اقتصادی درست نشود این هم نمیدهد. لذا اینکه خدا مسئلۀ ربا را این قدر شدید قرار داده است به خاطر همین بروز اختلالات است، در نظم جامعه اختلال پیدا میشود، در مسائل روانی، مسائل نفسی و خدای نکرده جامعه وضعش به هم میخورد. اما اگر نه، قرض باشد، خب شخص میبیند همین مبلغ را باید بپردازد، دیگر کینهای که نسبت به آن شخص پیدا نمیکند، میگوید خب مالش را داده همین را من باید بپردازم دیگر، تشکر هم باید بکنم که یک ماه، دو ماه، یک سال مالش در دست من است بدون زیاده، این موجب محبت می شود، جلب قلوب میشود، محبت و مودّت و اینها پیدا میشود، ایثار و اینها در جامعه رواج پیدا میکند، میبینید چقدر تفاوت بین قضیه هست! در یک طرفِ قضیه اختلال جامعه و بروز مسائل غیر مناسب و غیر ملایم در جامعه، در یک طرف ایثار و محبت و ودّ و انس و...، میگویند عجب آدم خوبی است، یک سال با این که میتواند با این پولش کار کند، برود تجارت کند صد تومان را بکند فرض کنید که صد و پنجاه تومان، آمده صد تومان را به من داده، بعد از یک سال همان صد تومان را میخواهد بگیرد. خب این خیلی مسئلۀ...! مثل این که فرض کنید که پنجاه تومان بلا عوض یک شخصی به یک شخصی بپردازد، این هم همین است دیگر. این با این صد تومان میتوانست کار کند، میتوانست زحمت بکشد، صد تومان را به صد و پنجاه تومان تبدیل کند. خب در این جا این طرف قضیه، این مسئله است. این هم یکی از وجوهی است که برای...، البته اینهایی که این جا ذکر کردم در فقه شیعه هم در فلسفۀ فقه رویش بحث شده. این هم یکی.

