اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶

0
فقه
بانک و ربا
جلسات

نکته‌ها و گفته‌های استاد :بحثی راجع به رؤیت هلال

نسخه عربی

جلسه ۶

7
  • پس دو شرط برای رؤیت در اینجا هست:

  • یکی اینکه بالای در تحت الشعاع قرار بگیرد.

  • دوم اینکه درجه‌اش به اندازه‌ای باشد که با گردش زمین از دید مخفی نشود. چون اگر فرض بکنید که آنجا ثابت باشد، زمین هم ثابت باشد، خورشید برود پائین، خب اشکال ندارد، انسان می‌بیند. حالا وقتی که یک مقداری خورشید رفت پائین، آن نور هلال قابل رؤیت است. ولی اگر نه در خمس درجات باشد، پنج درجه فرض کنید که بالا باشد، شش درجه بالا باشد، همین که خورشید در زیر زمین محو می‌شود، از آن طرف هم زمین می‌گردد، پس گردش زمین موجب می‌شود ما قمر را نبینیم. پس یک مقداری باید بیاید بالا، هشت درجه و تقریباً حدود شش دهم درجه، در این حدود، این مقدار می‌گویند کفایت می‌کند برای اینکه این عین بتواند آن را مشاهده بکند با توجه به این قضیه.

  • حالا اگر انسان با محاسبه دقیقاً دید که بله، الان قمر به این مقدار مرکّز است یا به وسیلۀ دستگاهی، به وسیلۀ اجهزه‌ای قابل رؤیت باشد. الان جهاز همان نظّارات، آن نظّارات تلسکوب و اینها دقیقاً هلال را نشان بدهند، گرچه انسان با عین نبیند، نظّاراتی که از اغبره عبور می‌کنند، از ابخره فرض کنید که عبور می‌کنند، از دخان عبور می‌کنند، این دستگاهها، این اجهزه، با این اجهزه ماه را ببینند، یعنی حتی نبینند ولی اینها آن هلال را در دستگاههای خودشان ثبت کنند، ارتفاع هلال را هم از افق نشان بدهند، انسان قطع پیدا می‌کند بر اینکه الان قابل رؤیت است دیگر، این دیگر قطع پیدا می‌کند. یعنی اگر ابخره نبود، این قابل رؤیت بود. خب این کفایت می‌کند. 

  • این مثل این می‌ماند که شما فرض بکنید که راجع به … كُلُوا وَ اِشْرَبُوا حَتّٰى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ اَلْخَيْطُ اَلْأَبْيَضُ مِنَ اَلْخَيْطِ اَلْأَسْوَدِ مِنَ اَلْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا اَلصِّيٰامَ إِلَى اَللَّيْلِ … ﴿البقرة، ١٨٧﴾ این خیط الابیض را فرض کنید که اگر بخار باشد یا اینکه ابر باشد بگوئید که نخیر این حتی یَتَبیّن دارد، ما آنقدر می‌خوریم تا اینکه...، بعد آنقدر بخورید تا اینکه طلوع شمس بشود! خب دیده نشد دیگر! چه طور در آنجا اگر غبار و اینها باشد، انسان بایستی که بر اساس ملاک علمی لیالی قبل و لیالی سابقه حکم کند، اما اینجایی که فرض بکنید اگر دخان و اینها باشد، صوموا لرؤیته، افطروا لرؤیته باشد، وجود ابر و غیم و دخان و امثال ذلک این مانعیّت دارد؟ این جور در نمی‌آید با این مسئله. لهذا اصلاً مسئله بحثش بحث طریقیّت است. یعنی رؤیت در اینجا رؤیت طریقی است منتهی نه آن طریقیتی که صرف ظهور هلال را در فوق الارض، آن ثابت بکند، نه خیر، باید از تحت الشعاع خارج بشود که از نظر عرفی این به حسب عادی دیگر قابل برای رؤیت باشد.