جلسه ۶
3سؤال: ایشان نرفته بودند بیرون؟
جواب: چه کسی؟
سؤال: مرحوم حضرت آقا؟
جواب: ایشان قصد سفر کردند و رفتند مسافرت و آنجا افطار کردند و بعد آمدند نماز خواندند.
این یک مورد بود که قطعاً در آنجا آن روز روز اول شوال نبود. یک مورد دیگر خودم در زمان طفولیت دیدم، در آنجا هم قطعاً روز، روز اول شوال نبود و خیلی هم سر و صدا شد! شاید حدود سیزده سالگی بنده بود.
سؤال و جواب به زبان عربی
پس در مسئلۀ خروج قمر از تحت شعاع، مسئلۀ مهم این است که، یعنی این که شارع آمده است و گفته است که صوموا لرویته و افطروا لرؤیته لا بالحدس و لا بالتظنی و لا بقول المنجم معنایش همین اشتباه در محاسبهای است که ما میبینیم، اگر این اشتباه در محاسبه نبود شارع برای چه باید برود فرض کنید که مُوضوع را مرکّز بکند در این و به عنوان اصل موضوعی نه به عنوان واسطه، نه به عنوان مشیر بلکه به عنوان موضوع، یعنی رؤیت را موضوع برای حکم قرار بدهد؟ واسطه و آلت برای حکم قرار نمیدهد شارع، یعنی جنبۀ طریقیت به آن نمیدهد جنبۀ موضوعیت میدهد، البته این بنا بر یک قول است ها ولیکن آن طوری که به نظر حقیر است همین مسئلۀ رؤیت جنبۀ طریقی دارد
سؤال: مرحوم آقا موضوعی میدانستند.
جواب: بله ایشان موضوعی میدانستند.
ولی در نتیجه یکی است، یعنی نتیجۀ موضوعی بودن و طریقی بودن، از نقطۀ نظر فرض کنید که اتحاد آفاق و اختلاف در آفاق، از این نظر نظر ما و نظر ایشان یکی است. یعنی ما قائل به اتحاد آفاق هستیم نه این که فرض کنید که یکی آن طرف کرۀ زمین ببیند بعد این طرف کرۀ زمین ثابت بشود، نه خیر این باطل است. باید ماه از تحت شعاع به مقداری ارتفاع پیدا بکند که برای اهالی همان منطقه قابل رؤیت باشد. این مسئله موجب دخول شهر جدید میشود. اما نه اینکه فرض بکنید که اصلاً به طور کلی حتی زیر تحت الشعاع است، خب لیل وارد شده ولی قمر که هنوز نیامده. چه طور بیایند حکم به دخول شهر بکنند؟ اصلاً امکان ندارد فرض بکنید که آنها من باب مثال داخل در لیل بشوند منتهی بعد از فرض کنید که پنج ساعت شش ساعت، تازه ماه در فلان منطقۀ فرض کنید که غربی ظهور پیدا بکند. الان شش ساعت از شب اینها گذشته، شش ساعت هفت ساعت از شب اینها گذشته، یا فرض کنید که اصلاً نزدیک طلوع فجر، نزدیک طلوع فجر یا حتی بعد از فجر، قبل از طلوع آفتاب، [چون] دیگر مسلم معنی ندارد بعد از طلوع آفتاب ماه در یک جا طلوع پیدا بکند، فرض کنید که در یک کشوری، آن وقت برای یک کشوری که ده ساعت از شبش گذشته، دوازده ساعت گذشته، ما حکم بکنیم که شبش داخل در شهر جدید آمده، در ماه جدید آمده به حساب، این که دیگر اصلاً واضح البطلان است. ولی علی کل حال فتوای آقای خوئی محل اشکال است، قطعاً محل اشکال است، یعنی اصلاً بطلانش از ابده بدیهیات است که ماه فرض بکنید که در یک جا طلوع بکند، بعد آن وقت قبل از طلوع ماه در یک نقطه که قابل رؤیت باشد، افرادی که شهر فرض بکنید که لیلۀ سابقهشان ده ساعت از آن گذشته، این ده ساعت را ما حکم کنیم به دخول در شهر جدید، در حالتی که که خب این مسئله واضح البطلان است.

