جلسه ۵
5فرض کنید کشور عراق خب الان خیلی نفت دارد ولی همین دولت و حکومت ظالمی که دور از قوانین بین الملل دارد عمل میکند، همین دولت بعثی که الان دارد جدای از قوانین بین الملل عمل میکند ارزش نفت خودش را از دست داده، یعنی فایدهای ندارد، اگر این نفتی که الان فرض کنید که زیر عراق وجود دارد اگر ده برابر هم حتی بشود باز دنیا روی عراق اعتبار ندارد، چرا؟ تا وقتی که این حزب بیمنطق وجود دارد، در دنیا حزب بعث به عنوان یک حزب بیمنطق مطرح است، یعنی منطق بین الملل بر اساس ارتباطات، بر اساس داد و ستدها، بر اساس روابط بین الملل بر این دولت حاکم نیست، لعل اینکه فرض کنید یک معاملهای بکند بعداً زیر این معامله بزند و هیچی به هیچی! این مسئله الان مطرح است.
مسئله این است که رأی قدمای اصحاب بر اینکه اعتبار یک شیء به واسطۀ همان دینار موجود در ذخیرۀ مملکت است یا بر اساس موجودی حاضر هست، در زمان سابق که اصلا نفت هم کشف نشده بود فرض کنید که اعتباری که برای افراد بود حتی در همان ؟ نبود و ما این مسئله را اتفاقاً در باب زکات میبینیم؛ در باب زکات این مسئلهای که هست این است که من باب مثال لیس فی مال الیتیم زکاة، خب در اینجا مال به چه تلقی میشود؟ بعضیها گفتند که مال همان درهم و دینار است، لذا لیس فی مال الیتیم زکاة را آمدند فقط به درهم و دیناری که یتیم داشته زدند اما اگر شتر داشته باشد باید زکات به آن تعلق بگیرد، خیلی وقت پیش یادم است که ما، شاید حدود ٢٠ سال ٢٥ سال پیش، همین مبحث زکات را پیش آقای زنجانی بحث میکردیم، نظر ایشان هم همین بود. نظر ایشان این بود که مال به درهم و دینار تعلق میگیرد پس بنابراین ادلۀ لیس فی مال الیتیم زکاة شامل اغنام ثلاثه و غلات اربعه نخواهد شد فقط شامل درهم و دینار و امثال اینها[خواهد شد.] در آنجا یادم است که من و خلاصه یکی دو تا از افراد دیگر که در آنجا بودیم نسبت به این مسئله معترض شدیم که مال اطلاق دارد لیس فی مال الیتیم زکاة یعنی کل مال، کل ما یتملک، کل ما یتمول لیس فیه زکاة، سواء اینکه نقدین باشد یا غلات اربعه باشد یا اغنام ثلاثه باشد فرقی نمی کند. مضافا به اینکه اصلا در زمان جاهلیت و حتی بعد از زمان جاهلیت، در زمان اسلام، اصلا مبادله مبادلۀ عین به عین بود، در بسیاری از موارد، مبادلات عین به عین بود، همین الان در عراق هم هست، همین الان در سوریه هم هست، در میان قبایل و امثال ذلک، در آنجا پول خیلی رواج ندارد و حتی در ایران ما، فرض کنید که در صد سال پیش ایران همین طور بود، شخصی از دهات تخم مرغ میآورد شهر و در مقابلش پنبه از شهر برمیداشت میبرد به دهاتش، این طور بود. یا اینکه فرض کنید که از ده پشم میآورد و در قبالش از همین حبوبات و فلفل زردچوبه میگرفت میبرد در ده. مبادلۀ پول نبود. یا اینکه گوسفند داشت گوسفند را عوض میکرد با ...، یا نفس گوسفند صداق واقع میشد برای یک مهر، یعنی خود عین مهر واقع میشد. بله موارد دیگر فرض کنید تجّار میرفتند از یک طرف قماش را می بردند در هند آنجا تبدیل به ادویه میکردند میبردند در چین، آنجا تبدیل به اقمشۀ کذایی می کردند میبردند در کجا، در نهایت امر در اینجا دینار به دستشان میآمد اما در تمام این سلسله و دور معاملاتی که انجام میشد اینها مبادلات عین به عین بود، خود درهم و دینار نبود. روی این حساب پس بنابراین لیس فی مال الیتیم زکاة دیگر نمیتواند فقط تعلق بگیرد به درهم و دینار. در اغنام[ثلاثه و غلات اربعه] هم همین طور است، لذا یادم هست که در آن موقع نظر من بر همین مسئله بود که کل مال یتیم اعم از اینکه درهم و دینار باشد و امثال ذلک، این محل عدم زکات است گرچه متقدمین مانند صدوق و غیره اینها قائل به عدم زکات در نقدین هستند و البته خب دلیلی که ایشان[(آقای زنجانی)] میآوردند دلیل این بود که آنها[(متقدمین مثل شیخ صدوق و غیره)] متقدم به زمان معصومین هستند و قریب العهد هستند به زمان معصوم، ولکن از نظر ما این دلیل تام نیست و ظهورات بر خلاف این را میتواند ثابت بکند.

