جلسه ۵
4فرض کنید یک شخصی شخص خیلی متمولی هم هست اما یک آدم دروغگویی است، یک آدم کلاهبردار و خائنی است، در معاملاتی که انجام میشود میگویند این شخص در معاملاتش اعتبار ندارد، شخص متمولی است ولی صحبت در این است که در معامله فقط تموّل، شرط اول نیست بلکه شرط اول، قدرت بر اعطای معوض است یا قدرت بر اعطای عوض است، این اعتبار است. ولی یک کسی نه، ممکن است یک شخصی مالی هم نداشته باشد ولی در بازار فرد معروفی است، به حسن فعل و حسن عمل این شخص در بازار فرض کنید که در بازار معروف است، میگویند فلانی معتبر است. وقتی معتبر شد چک این هم رویش حساب میشود، اگر یک شخصی بگوید آقا برو ضامن بیاور، چک این شخص رویش حساب است، یعنی شخصی است که وقتی حرف میزند حتی شده فرش منزلش را هم میفروشد و میرود پول این شخص را تهیه میکند. مسئلۀ اعتبار غیر از مسئلۀ مادۀ خارجی است.
فرض کنید که من باب مثال ما الان روی دریایی از نفت داریم زندگی میکنیم، یعنی شاید الان از نظر نفت سومین، چهارمین کشور دنیا باشیم، ولی صحبت در این است که آیا اعتبار بین المللی ما همین نفت است؟ یعنی همین نفتی که الان داریم رویش زندگی میکنیم است یا مسئلۀ اعتبار چیز دیگر است؟ یعنی آیا الان حسابی که دارد دنیا روی ما میکند و پول ما برای دنیا مطرح است آیا به خاطر نفتی است که ما داریم؟ به خاطر طلایی است که در بانک مرکزی آن طلا الان دارد نگهداری میشود یا به خاطر کاری است که...؟ الان در ایران چه چیزی مسئلۀ اعتبار مطرح شده که بر این اساس یک کشور دیگر بیاید فرض کنید اجناسش را به ایران صادر کند؟ بر چه اساسی؟ چون ما نفت داریم؟ بر این اساس است یا مسئلۀ دیگر است؟
اینجاست که مسئلۀ اعتبار شاید فقط مادۀ خارجی نباشد، البته به طور مفصل اینها بعدا خواهد آمد چون بر اساس اقتصاد بین الملل، مسائل باید یک مقداری در آن صحبت بشود، میخواهم این را عرض بکنم حضورتان که مسئلۀ اعتبار، قول اصح نه قول قُدما، قدما مانند مرحوم نائینی و امثال ذلک، اینها اعتبار را مادۀ خارجی میدانند، یعنی فرض کنید که در ربا از این نقطه نظر قائل به ربا هستند که بر اساس این ربا این معامله بر اساس شیء خارج انجام نگرفته است، خب این یک قسمت از قضیه درست ولی همه اش این طور نیست، ولی در دنیای امروز اصلا به طور کلی فرهنگ معاملات تغییر پیدا کرده، بر اساس یک مادۀ خارج در یک کشور معامله نمیکنند.

