جلسه ۴
7سؤال: اینکه فرمودید در مضاربه فردی که میآید معامله انجام میدهد این دلالت بر کراهت و اضطرار است، اگر کسی اضطرار نداشته باشد، به طور معمول قبول میکند این قضیه را، اکثر افرادی که کار میکنند خیلیها از آنها اصلاً نمیدانند، در صد تعیین نمیکنند روی سود، یعنی این مقدار ما سود میدهیم به شما از این پول، یک میلیون مثلاً، مجبور هم نیستند. معمولاً مردم هستند که میروند پیش اینها؟
جواب: ببینید احکامی که جعل میشود این احکام در ظرف کلی و ظرف غالب جعل میشود، حالا فرض کنید که در یک مورد...، حالا در مورد ربا مثلاً هست. ببینید، کسی که ربا میکند قضیهاش به این کیفیت است؛ در ربا، مرابی وقتی که مال را میدهد به افراد و میبیند خودش کاری انجام نمیدهد، این بواسطۀ کثرت در این ربا کم کم، کم کم نفسش یک حالت ثانوی پیدا میکند، اصلاً به طور کلی نفسش نسبت به معامله و کار کردن دیگر سرد میشود و حالت مرده را پیدا میکند، فقط مینشیند در منزلش هی پول به این میدهد، به این پول میدهد ...، خودش نمیرود کار انجام بدهد. این حالت او متبدّل میشود، یعنی اصلاً حالت ذهنی و حالت نفسانی او تغییر پیدا میکند به این شکل، این مقصود از آیه است. حالا اگر شما بگوئید که خب ممکن است یک شخصی یک مرتبه این کار را انجام بدهد، یک دفعه یک پول ربوی میدهد و بعد هم دیگر نمیدهد و واقعاً هم نمیدهد، پس باید شما بگوئید که در همان یک مرتبهاش حلال است! اشکالی ندارد! این اَلَّذِي يَتَخَبَّطُهُ اَلشَّيْطٰانُ مِنَ اَلْمَسِّ نیست! نه واقعاً قبول دارد ربا حرام است و اشکال [دارد] ولی خب میگوید دلم میخواهد یک مرتبه[ این کار را بکنم!] احکامی را که شارع جعل میکند این احکام جنبۀ اکثریت و اغلبیت دارد، یعنی ممکن است حتی یک مورد شاذ هم باشد یا ده در صد. یک حکم برای احیاء جامعه یا یک حکم برای اماته و اهلاک جامعه، من حیث المجموع، شارع این حکم را در نظر میگیرد و بعد این حکم را بار میکند. حالا ممکن است در بعضی از شرایط اصلاً شخصی نیاز به ربا هم نداشته باشد، همین طوری، اصلاً میگوید من پولم را به ربا هم نمیدهم، اگر میخواهی بیا بگیر، نه اینکه این بلند شود اقدام بکند یا ...، یا یک شخصی باشد یک معاملۀ صد در صد سودی را[انجام بدهد،] این فرض کنید که الان ممکن است دستش در دست دولت باشد، اصلاً خودش مسئول دولت باشد خودش قانون جعل کند، اینها هستند دیگر. فرض کنید که من باب مثال یک جنسی را می خواهند وارد کنند و میبینند در بازار زیاد است، کشتی را در گمرک نگه میدارند، در گمرک نگه میدارند، اینقدر که این جنس تمام شد و مردم محتاج شدند بعد ترخیص میکنند! این کار در دستشان است. اما اگر یکی دیگر بیاید این کار را بکند پدرش را هم درمیآورند و مصادرهاش هم میکنند، کار دستش است، این شخص با این مرتبط است، وقتی مرتبط است دیگر نمیتوانیم بگوئیم...، یعنی از قسم حضرت عباس هم بالاتر است که این فرض کنید که سودش دیگر تضمین است و فلان و این حرفها. حالا نمیتوانیم بگوئیم که این دیگر در اینجا از این قضیه خارج است و جنبۀ اضطرار و اکراه و اینها پیدا کرده است، حکم رفته روی آن موضوع کلی که آن جنبۀ ناراحتی و ...، البته ما از این آیه این استفاده را کردیم و گفتیم که میشود که ما ربا را هم از مصادیق لاٰ تَأْكُلُوا أَمْوٰالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبٰاطِلِ بگیریم، به این لحاظ اگر در آن جنبۀ زور باشد، اما اگر نه مسئلۀ زور نیست، اصل ربا ولو بدون زور به قول شما، بدون اینکه تحمیلی باشد، بدون اینکه زوری باشد میگوید سود صد درصد است من فرض بکنید که به این کیفیت میگیرم، یعنی مضاربه میکنم و هیچ هم در آن ضرر را قرار نمیدهم، که این جا خب این اشکال دارد. مگر اینکه ما آن قضیه را به این نحو بگیریم که ضرر در آن لحاظ است نه اینکه لحاظ نیست، به نظر نمیآید، یعنی چون سود صد درصد هست، به نظر نمیآید. ضرر در آنجایی مطرح است بر حسب عرف، که نمیخواهند آنها مخالفت با مضاربه بکنند، مضاربه است فرق نمیکند، منتهی چون سودش صد درصد است، مثل اینکه اصلاً پول را آمده و گذاشته است در اینجا. وقتی یک شخصی پول مضاربهای را با سود بیاورد بگذارد، گذاشته است جلویش؛ دیگر احتمال ضرر در اینجا معنا ندارد، خب این سود هست دیگر، در مقابلش است، دارد نگاه میکند. این هم این طور مشاهد است کالمِرآت، این سود با این مشاهد است پس دیگر احتمال ضرر دادن در اینجا لغو می شود که اگر ضرر کردی، از باب لغویت آن ضرر را مطرح نمیکنند، نه اینکه معامله ای را انجام بدهند که فقط سود در آن مطرح باشد، از این نقطۀ نظر خب شرعاً میشود که اشکالی نداشته باشد.

