جلسه ۴
4علیٰ کل حال ولی از نقطه نظر تحمیل و از نقطه نظر عدم تراضی، در ربا از مصادیق اتّم است که در ربا شخص مستدین، آن که استدانه میکند، آن رضایت ندارد، لذا میگوید چکار کنم؟ مجبورم، مضطرّم، مضطرّم که معاملۀ ربوی کنم، مضطرم فرض کنید که پول ربا بگیرم و الاّ می رفتم قرض میکردم. یا اینکه اگر بخواهم کار بکنم مضاربه میکردم، شرکت میکردم، چرا بیایم فرض کنید که معاملۀ ربوی کنم که فقط سود مضمون باشد؟ این لاٰ تَأْكُلُوا أَمْوٰالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبٰاطِلِ، شامل معاملۀ ربوی خواهد شد.
مرحوم علاّمه یک استفادۀ خیلی خوبی را در اینجا میکنند، ایشان استفادۀ نکتۀ بسیار خوبی را در این جا میخواهند بفرمایند، میفرمایند که چرا آیه دارد اَلَّذِينَ يَأْكُلُونَ اَلرِّبٰا لاٰ يَقُومُونَ إِلاّٰ كَمٰا يَقُومُ اَلَّذِي يَتَخَبَّطُهُ اَلشَّيْطٰانُ مِنَ اَلْمَسِّ ذٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قٰالُوا إِنَّمَا اَلْبَيْعُ مِثْلُ اَلرِّبٰا وَ أَحَلَّ اَللّٰهُ اَلْبَيْعَ وَ حَرَّمَ اَلرِّبٰا ... ﴿البقرة، ٢٧٥﴾ به جهت اینکه اینها میگویند که بِأَنَّهُمْ قٰالُوا إِنَّمَا اَلْبَيْعُ مِثْلُ اَلرِّبٰا، بیع مثل ربا است. خب قاعدهاش این بود که بفرماید آنها میگویند إنَّما الرِبَا مثل البیع، إنَّما الرِبَا مثل البیع این در اینجا بر وزان صحیح است. یعنی خب ممکن است در بعضی از موارد انسان اصل یک مبنایی را قبول کند منتهی در یک مطلب دیگر قبول نکند بگوید این هم مثل آن است. فرض کنید که من باب مثال اگر طبیبی یک شخصی را نهی بکند از اکل رُمّان به خاطر فرض کنید حموضت آن، بعد بیاید بگوید که آقا لیمو حامض(لیمو ترش) اگر بخواهی بخوری اشکالی ندارد. این در این صورت میتواند اشکال کند و بگوید خب لیمو حامض هم مثل رُمّان است دیگر، چه فرقی میکند؟ اگر اکل رمان به خاطر حموضت اشکال دارد، لیمو ترش هم فرض بکنید که اشکال دارد. پس اصل مضرّت... در آن چه که متفرّع بر این است در آن اشکال دارد. خب این یک امر عقلایی است و این مسئله صحیح است که یک شخصی یک مسئلهای را قبول بکند و بعد فرعی را که مترتب بر آن است در قیاس با آن مقایسه بکند و بعد آن را رد کند بگوید این هم از نظر آثار و خصوصیات شبیه به این است و مشابه این است چرا مثلاً این باید اشکال پیدا کند؟ ولی اگر شخصی آمد از اوّل رد کرد، مثلاً طبیب گفت اکل رمان اشکال دارد و بعد بگوید که فرض بکنید که لیمو حامض هم برای شما اشکال دارد، این بیاید بگوید که خب رمان مثل لیمو حامض میماند اشکال ندارد چون آن هم مثل لیمو ترش میماند، اصلاً اصل قضیه را رد بکند نه اینکه بیاید فرض بکنید که آن را قبول بکند و این را بیاید رد بکند. یعنی در مقام عدم قبول اصل، این بیاید اصلاً زیر اصل را بزند.

