جلسه ۳
8سؤال: ولی این ده تومان خودش یک آثاری دارد، ما کار به کار نداریم، ما میخواهیم بگوئیم این ده تومان اگر دستش نباشد این شخص میتواند کار بکند؟ نمی تواند
جواب: چه کسی؟
سؤال: آن شخصی که میخواهد کار بکند، ما فرض مضاربه که نداریم در اینجا
جواب: آن که دارد کار میکند آن دارد اجرت کار خودش را میگیرد
سؤال: آن مربوط به ما نمیشود
جواب: آن راجع به کار خودش دارد کار میکند. حالا این شخصی که پول داده است، آن شخص که کاری نکرده است نسبت به این ده تومان، چکار کرده است؟
سؤال: خود ده تومان ارزش دارد
جواب: ده تومان ارزش دارد...
سؤال: کار گشاست
جواب: ده تومانی ارزش دارد در نزد فطرت انسانی که شخص برای این ده تومان کار انجام بدهد، پول توی جیبم هست میروم بازار یک جنسی را میخرم صد تومان، میفروشم صد و ده تومان. خودم میآیم حرکت میکنم میآیم انجام میدهم، ارزش مال در صورتی است که شخص عامل، آن دهنده پشت قضیه باشد
سؤال: آن یک رکنش است، ما میخواهیم بگوئیم که یک رکن کار هم همیشه سرمایه است یعنی غالباً، یعنی اگر ما برویم کار بکنیم و سرمایه نداشته باشیم که ثمرهای نداریم، خود مال هم برای خودش یک ارزش خارجی دارد
جواب: درست است
سؤال: پس ببینید یک شخصی که دارد به یک شخصی قرض میدهد میگوید آقا جان این پول خودش ارزش دارد.
جواب: در مضاربه همین است. ببینید در مضاربه این شخصی که دارد پول میدهد خودش که کار انجام نمیدهد، ارزش مالی خودش را دارد به او میدهد، ولی در اینجا یک حقی را هم محفوظ نگه میدارد، میگوید من که دارم این مال را به تو میدهم، خودم در این شریک هستم یعنی انگار خودم آمدم دارم کار انجام میدهم.
سؤال: فرضاً اگر کسی آمد به کسی قرض داد و آن وقت هیچ عقد مضاربهای هم نسبت، همین قدر که او رفت کار کرد، در آمدی را کسب کرد میتواند تقسیم کند طبق آن در آمد؟

