اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳

0
فقه
بانک و ربا
جلسات
نسخه عربی

جلسه ۳

7
  • در هبه؛ یک شخصی هبه می‌کند یک چیزی را به یک شخص دیگر، در هبۀ معوّضه او امر دیگری را در قبال این، هبه می‌کند. صلح عبارت است از مصالحه کردن، انسان یک کتابی را به یک شخصی بدهد در قبال امر دیگر. تمام این قرار دادها و معاملاتی که دارد انجام می‌شود بر اساس نقل و انتقال عوض و معوّض است، بر این اساس این انجام می‌شود، حتی مسایل بیمه و اینها همه بر اساس نقل و انتقال عوض و معوّض است. حالا در مورد ربا می‌بینیم این طور نیست.

  • در مورد ربا یک نفر می‌نشیند، یک اموالی را دارد، آن اموال را می‌دهد به افراد، بدون اینکه برای این اموال زحمتی بکشد، همان جا نشسته، این مال را به یک شخص می‌دهد و آن شخص در قبالش همین مال را می‌دهد به یک اضافه، آن اضافه را از مال خودش می‌دهد، در واقع در این جا سرقت انجام گرفته است، منتهی سرقت مؤدبانه، سرقت نه با فشار! نه با اِعمال! نه با قدرت! این سرقت است! پس شخصی که اعطاء اموال ربوی می‌کند، سارق اموال مردم است! یعنی اموال مردم را کم کم سرقت می‌کند و تزاید می‌کند این اموال را در ملک خودش، خب سرقت که حرام است. خب این موجب نقص و فقر و بیچارگی یک عده و موجب ازدیاد و ثروت عدّۀ دیگری خواهد شد. 

  • سؤال: من این اشکال را می‌خواهم بکنم، ما کاری به مقام واقع نداریم، یک اشکالی می‌توانم بکنم که بالاخره این مالی که انسان در خدمت کسی می‌گذارد، این مال یک آثاری دارد، رفع حاجت او را می کند، بالاخره تملیکی که کرده، تملیک منفعت را کرده، خب این آثاری که از این مال بر می‌آید، در عوض اعطاء این آثار او هم می‌آید یک درصدی را به صاحب مال می‌دهد، این چه اشکالی دارد؟

  • جواب: البته در صورتی که مسئله...، یک وقتی قضیه مثل مضاربه می‌ماند، یعنی این در واقع شریک می‌شود با او در سود و ضرر. یعنی عمل این فرد برای این شخص دارای احترام و ارزش خواهد بود، اشکال ندارد، این شخص می‌نشیند، پول را به یک شخص می‌دهد ولی در ازاء این اعطاء، با ضرر او هم شریک می‌شود. یعنی می‌گوید من برای عمل تو احترام قائل هستم، این در اینجا مسئله، مسئلۀ شرکت است. یعنی این عمل آن شخص در واقع در اینجا مانند عمل خود این شخص می‌ماند. چطور اینکه این آمده عملی را انجام می‌دهد، حالا گاهی از اوقات منفعت مترتب می‌شود، گاهی از اوقات ضرر مترتب می‌شود، منتهی این شخص این عمل را انجام نمی‌دهد، در ازاء‌اش سی در صد فرض کنید که از آن حق شرکت کم می‌کند. اگر فرض کنید که هر دو نفر مال می‌گذاشتند و در ازاء مال هم هر دو کار می‌کردند سود علی السوّیه می‌بردند دیگر، یا به مقدار کار سود می بردند. فرض کنید که هر دو صد تومان گذاشتند، منتهی یکی می‌گوید من صبح تا ظهر درِ حجره و مغازه هستم، آن یکی می‌گوید من صبح تا شب درِ مغازه هستم، این در اینجا به نسبت دو سوم و یک سوم فرض کنید که تقسیم می‌کنند، یعنی دو سوم یکی و مثلاً یک سوم آن دیگری، در عین اینکه هر دو مال گذاشته اند. پس در ازاء آن عمل این مال را تقسیم می‌کنند برای خودشان. ولی در مورد ربا فقط سود تنها است، سود تضمینی، دیگر ضرر در اینجا نیست. یعنی در واقع فقط آن شخص است که باید کار انجام بدهد و این شخص هیچ کاری انجام نمی‌دهد. یعنی خودش را شریک در آن عمل نمی‌کند، شریک در عمل به این معنا است که در ضرر هم بیاید شریک باشد نه اینکه فقط در سود شریک باشد. آن وقت در اینجا اجحاف بر او شده است، فقط آن در اینجا آمده است کار انجام داده است و آن مقدار سهم کارش را آورده است به او پرداخته است و این بدون اینکه کاری انجام بدهد. درست است این مالی که الان دارد به این شخص اعطاء می‌کند یک ارزش مالیتی دارد، ولی این ارزش مالیتی که الان این دارد در جایی است که روی این ارزش مالیّت کار انجام بگیرد یعنی شخص روی این مال بیاید داد و ستد کند خودش برود بخرد و بیاورد این مقدار تعادل؛ یعنی خود این شخص روی این مالی که الان در اختیارش هست خودش هم یک عملی را انجام می‌دهد. پس این مال به حال خود محفوظ، این شخصی که می‌خواهد اضافه بگیرد، اضافۀ کار خودش را می‌گیرد نه اضافۀ ارزش مالیت را، ارزش مالیت را که در قبال می‌گیرد، کسی که قرض می‌دهد همان ده تومان را پس می‌گیرد، کمتر که نمی‌گیرد...