جلسه ۳
6اگر یک شخصی زندگی متوسطی داشته باشد، خب خیلی نسبت به قضیه فشار به او وارد نمیشود واقعاً. این مسایلی که الان واقعاً در اجتماع ما هست، خیلی فقر در این مسایل دخیل است، خیلی دخیل است. و بواسطۀ ربا این قضایا و مسایل پیش میآید. یعنی انسان از اموال مردم، چون نظام اجتماعی و عدالت اقتضاء میکند که انسان مالی را که به شخصی اعطاء کند در قبال همان مال از مال او اخذ کند، این نظام، نظام تعامل اجتماعی است. حالا اگر یک نفر مثلاً...، فرض کنید که من باب مثال یک مثالی بزنم، من میروم یک جنسی را تهیه میکنم میآورم میگذارم در مغازه، جنسی را تهیه میکنم به صد تومان، یک شخص به این جنس احتیاج دارد، او میآید این را از من بخرد، اگر او بیاید این جنس را به صد تومان بخرد این زحمت و مشقت حرکت و رفتن و آمدن، ذهاب و ایاب و اتلاف وقتی که الان در اینجا از من شده است، این بلا اجرت میماند. پس بنابراین من در ازاءِ این رفتن و آمدن، باید یک مقداری اضافۀ بر این مبلغ، فرض کنید که صد تومان است صد و ده تومان، صد و بیست تومان، اضافۀ بر این بواسطۀ اجرت، یعنی مالی را که من دارم از او میگیرم در قبال زحمتی است که من در اینجا انجام دادهام، در قبال آن زحمت است، نقشهای را که الان من دارم و فرض کنید که یک شخصی از من میخواهد و من آن نقشه را دارم به او میدهم، این نقشه در قبال زحمتی است که من آن زحمت را سالیان سال متحمل شدم، این از یک جهت، فرض کنید که الان چند ساعت و چند روز از وقتم را برای طرح این نقشه و خریطه، نقشۀ منزل، من الان مصرف میکنم. این اشکال ندارد این زیادی مال بر اعطاء مال نیست. این مالی را که الان فرض بکنید که شخص میدهد، در قبالش آن زحمتی را که این کشیده، دارد آن زحمت را میخرد نه اینکه مجّانی، آن وقت در اجتماع، نظام تعادلی اجتماع اقتضاء میکند آن مالی را که انسان میدهد به یک شخص، در قبالش وقتی آن مال را میگیرد، آن اضافه، فرض کنید که الان پول این صد تومان است، الان من مستغنی هستم از این صد تومانی که دارم، شما مستغنی هستید از این مالی که دارید، من الان به این محتاج هستم، شما به آن صد تومانی که من می دهم محتاج هستید، من آن صد تومان را میدهم در قبال این، این را میگیرم به اضافۀ ده تومان، آن ده تومان برای چیست؟ برای تهیۀ، برای زحمت، پس بلا عوض نیست، در قبال عوض است. این میشود نظام، نظام تعادل اجتماعی.

