جلسه ۳
5آن وقت شما ببینید اگر اجتماع بخواهد یک هم چنین وضعی پیدا بکند چه خواهد شد؟! یعنی اصلاً دیگر نظام اجتماع به طور کلی به هم میریزد و از بین میرود که افراد بیایند و آن معیار برای حُسن و قُبح متبدل بشود و بیع را مثل ربا بداند و ربا را مثل بیع بداند، هیچ تفاوتی بین آنها از این نقطه نظر قائل نشود. خب این کیان اجتماع را[از بین می برد،] کیان اجتماعی که آن اجتماع...، نگوئید الان فرض کنید که ما در کشورهای دیگر داریم مثلاً این...، آن اجتماع، اجتماع به سوی انحراف است، نه اجتماع به سوی توحید، و احکام اسلام برای اجتماعی است که اتّجاه او اتجّاء به توحید است، اتّجاء به رشد و معنویت است، آنها نه، آنها اتّجاهشان به هر سمتی هست، فقط آزادی، فقط آزادی به هر نحوی و به هر کیفیتی و بعد هم مفاسد و مضّاری که در آن اجتماع بار میآید و مترتب میشود که الی ماشاءاللَه در یک هم چنین مسایلی وجود دارد که ثروت هنگفت و متزاید نسبت به یک عدۀ خاص و فقر شدیدی که به واسطۀ تجمع ثروت و اخذ این اموال از فقرا و احتیاج فقرا به این اموال، آن نظام اجتماعی و توازن اجتماعی را میآید به هم میزند، حالا ما در مسایل بانک بعداً می آییم میگوئیم که قضیۀ بانک به چه نحو است؟
امروزه در وضعیت فعلی بانک اصلاً یک عنوان دیگری را پیدا کرده است، یک عنوان ثانوی را بانک پیدا کرده است که تجمع ثروت در تحت سلطۀ عدّۀ خاص و افتقار و احتیاج تقریباً هشتاد درصد، هفتاد درصد جمعیت یک مجتمع، به این سی در صد و به این ده در صد از افرادی که هستند. و این[نحوه تجمع ثروت،] توازن اجتماعی را از بین می برد. مفاسدی را بر این قضیه مترتب میکند. این همه دزدیها، قتل و غارت و اغتیال و سرقت و اعمال ناشایست و خلاف عفت و این مسایل، تمام اینها بخاطر این است که توازن نیست. توازن اجتماعی نیست. بخاطر فقر، هزار تا جنایت دارد انجام میشود دیگر، آن وقت آن ثروت در تحت سلطۀ یک عدۀ معدود دیگر در اینجا در میآید. خب آن چکار میکند؟ آن نگاه میکند، بالاخره نفس است، نفس هم تحریک میشود نسبت به قضیه و میرود دست به سرقت میزند، میرود فرض کنید که دست به آدم ربایی میزند، میدزدد، میرود دست به فحشاء میزند. برای رسیدن به آن نقطه، نقطۀ بالا، تمام[این جنایات را انجام می دهد.] آنقدر که الان داریم میبینیم، این مسایلی که الان هست اکثر اینها بخاطر فقر و احتیاج است دیگر.

