جلسه ۳
4ایشان میفرمایند که در اینجا قیام به معنای استویٰ است، البته ما آن روز عرض کردیم که افرادی که اینها افراد رباگیر هستند و اخذ ربا میکنند، اصلاً صورت برزخی آنها با صورت برزخی سایر افراد متفاوت است. یعنی اگر شخصی اهل فن باشد و اهل درایت و اشارت باشد، آن کس که اشارت داند و اهل اشارت باشد آن تشخیص میدهد از آن کیفیت تغییر صور نفوس به واسطۀ تنوع ذنوب، هر ذنبی و هر عصیانی و اثمی یک نوع تغییر و تحول نفسی ایجاد میکند در انسان، شرب خمر یک نوع تحول، زنا یک نوع تحول، سرقت یک نوع تحول، و این صورت برمیگردد، متحول میشود. از صورت میشود تشخیص داد که شخص چه گناهی انجام میدهد یا اینکه به چه نوع عبادتی رغبت دارد. آن وقت فرض کنید کسانی که دزد هستند صورت آنها صورت گربه است، آنها به صورت گربه در میآیند، آنهایی که قسّی هستند صورت گرگ دارند، صورت ذئب صورت آنان است. و همین طور این صور[متفاوت است.]
در این آیهای که آمده است برای ربا، صورت اینها صورت آن آدمی است که[حیاریٰ هستند] مثل دیوانه، حیاریٰ و لا ؟ بشئ و لا یکون لَهُ التجاءٌ و لا یکون لَهُ جهة بل یَتَحیّر مثل صرع، مثل صرعان که چطور اصلاً این خبط دِماغ دارد و نمیتواند کار انجام دهد، حالت آنها هم به همین شکل است، حالت نفسانی. و این از نکات بسیار عجیب قرآن به حساب میآید که این جنبۀ برزخی آنها را، در اینجا تشبیه کرده است و آورده است به مثل کسی که جن زده است، مصروع است، آدمی که غش کرده و افتاده است و نمیداند چکار کند. البته این نسبت به اینها هست. این صورت واقعی قضیه است. یعنی آن جنبۀ نفسانی و جنبۀ برزخی این افراد است. اما از نقطۀ نظر اَعمال ظاهر، طبعاً از آنجایی که قرآن کتابی است کتاب عملی و در مقام عمل و تحقق عینی تکالیف خارجی، قرآن در اینجا نازل شده است، باید یک جهت خارجی هم در اینجا داشته باشد این شخص. این افرادی که ربا میگیرند، چطور افراد مصروع اصلاً حالات آنها متغییر است و خبط دارند، خَبَطَ النّاقه یعنی یمیل اِلَی الیسار حین و یمیل اِلَی الیمین حین الاُخری، در حال نوسان است، حیرت دارد، یک طریق مستقیم را ندارد، مثلاً در آنجایی که وضعش متغیر است میگویند فرض کنید که خبط، خبط الناقه یعنی طریق مستقیم را نمیرود، از این طرف میرود، از آن طرف میرود، لنگ میزند، این حالت خبط که حالت عدم استوای آن ناقه است، آن را میگویند خبط ناقه. میفرماید این شخص، این انسان که دارای عقل و شعور است و دارای حالت اعتدال مزاجی روحی است، اعتدال مزاجی روحی دارد و بواسطۀ آن اعتدال مزاجی روحی است که اعمال خارجی را منطبق میکند بر اعتقادات و بر مبانی خودش، بر احکام فطری و بر احکام وجدانی، بر آن حکم و قوّۀ مائزۀ بین حق و بین باطل، آن احکام و ارتباطات را بر این منطبق میکند. شخص ربا دهنده از این اعتدال میآید بیرون، خارج میشود؛ یعنی دیگر قبح ربا و حسن زکات برای او متبدّل میشود. ربا میشود حَسَن و زکات و صدقه میشود قبیح، از آن حالت میآید بیرون و وقتی که از این حالت بیرون آمد، آن وقت تمام اعمال و رفتار و کارهای او بر اساس تبدّل عناوین، متبدل میشود، کارهای حسن را قبیح میبیند، کارهای قبیح را حسن میبیند، این شخصی که تبدّل و خبط دِماغی پیدا کرده است.

