جلسه ۳
11سؤال: حق و سلطنتی که شخص مالک بر مال دارد نمیتواند یک مصالحه یا معاوضهای بکند بگوید آقا من بیست در صد میگیرم به خاطر این حقی که دارم بر این مال، این حق را دارم به تو واگذار میکنم تو از این مال استفاده کن بعد آخرش بیست درصد به من بده؟
جواب: خب این روی چه حسابی؟
سؤال: حق شخص مالک نسبت به مالش است، این را که میتوانیم معاوضه انجام بدهیم؟
جواب: از کجا میگوید من بیست درصد حق دارم شاید کمتر بشود؟
سؤال: بیست درصد از آن باب که یعنی من حقم و این سلطنتی را که نسبت به این مال دارم، به این شئء دارم من صرف نظر میکنم، خلع ید میکنم خودم را که از شما بیست درصد اضافه بگیرم!
جواب: چرا؟
سؤال: خب بگیرم، خب از این حق خودم چشم پوشی میکنم،
جواب: نه
سؤال: مثل آن حقوقی که برای انسان ثابت شده به خاطر اینکه برود...
جواب: خب این که میگوید من الان این را به تو میدهم به چه عنوان میخواهد بدهد؟
سؤال: به هر عنوان، خب به عنوان قرض میدهد
جواب: قرض که...
سؤال: ولی این سلطنت خودش را در اینجا رفع ید کرده
جواب: خب باشد، در هر چیزی همین طور است. شارع خب اجازه نمیدهد. حالا هر کسی که فرض کنید که حق خودش را میخواهد اعطاء بکند در قبال بگوید بیا زنت را هم بده به من! حالا که من از حق خودم صرف نظر کردم...!
سؤال: در مورد زن که نمیشود، یک چنین حق کسی ندارد ولی این مال قابل انتقال است
جواب: شارع در اینجا حدّ میگذارد. شارع اینجا حدّ میگذارد، آنجا میگذارد، میگوید آنجا میتوانی اینجا نمیتوانی.
سؤال: من میخواهم یک عرضی کلی تر [داشته باشم،] بالاخره الان در جامعۀ کنونی با این مسایلی که هست خود مال بما هو مال، هم یک پشتوانۀ اقتصادی برای مملکت است هم برای ...

