جلسه ۱
4یعنی فرض کنید که اگر بانک به عنوان مثال معاملهاش معاملۀ مضاربه است، در مضاربه یک شرایط خاص به خودش را دارد، اگر مشارکت است آن شرایط خاص به خودش را دارد، اگر قرض میدهد این شرایط ...، یعنی این بانک که فرض بکنید که الآن دارد [مثلاً یک میلیون] قرض از انسان میگیرد، بعد از گذشت یک سال هم دارد یک میلیون میپردازد، خب این الآن کمتر از آن ارزش واقعی که هست دارد میپردازد، این الآن باید یک میلیون و دویست هزار تومان بپردازد، یک میلیون و سیصد هزار تومان باید بپردازد، بخاطر همان مسئلۀ تورمی که وجود دارد.
علیٰ کل حال فعلاً ما بحث را بر این میگذاریم که نرخ ارزش مالی وجه رایج مملکت، این ارزش مالی ثابت است، بر اساس ثبوت ارزش مالی ما الآن باید معاملات بانک را مورد توجه قرار بدهیم، پس بنابراین در دو مسئَله وضعیَّت ما باید مشخص بشود؛ مسئَلۀ اول اینکه ربا چه معامله ای است و در چه صورت ربا تحقق پیدا میکند؟ و آیا اختصاص دارد به آنچه را که در السنۀ فقهاء و در کتب فقهی، در مآخِذ و اینها مطرح شده یا اینکه مسئلۀ ربا فرق میکند؟ مسئلۀ ارزش مالیّت در یک مملکت چیست؟ آیا این متوقّف بر درهم و دینار است یا اینکه این متوقف بر غیر از نقدینگی دِرهم و دینار[است و] ممکن است مسائل دیگری هم مطرح باشد؟ مسئلۀ انسانی؛ مسئلۀ کار، ممکن است جزو آن زخائر و منشاءهای برای اَرزش وجه یک مملکت باشد، آیا در این صورت ربا تعلق میگیرد یا تعلق نمیگیرد؟ خب اینها همه اش محل بحث است دیگر که فرض کنید که آنچه را که در مورد ربا هست مکیل و موزون راجع به این آمده. حالا فرض کنید که اگر یک مملکتی درهم و دینار نداشته باشد که آنچه که صریح در روایات است، فرض کنید که جواهرات داشته باشد آیا این وجهی که در ازای این جواهرات در دست مردم هست و رایج هست آیا ربا به کم و زیاد آن هم به ازای منشأش تعلق میگیرد؟ یا اینکه فرض بکنید که اگر آن وضعیت خصوصیت جغرافیایی یک مملکت موجب ارزش آن اموال بشود، فرض کنید که در زمان جنگ بین الملل دوّم، سویس کشوری بود که خودش را از جنگ کنار نگه داشت، نه جزءِ متفقین بود نه جزو متّحدین بود، لذا نه آلمانیها به سوئیس حمله میکردند و نه امریکائیها و انگلیسیها به سوئیس حمله میکردند و هر دو کشور پولهایشان را میگذاشتند در بانکهای سوئیس، یعنی هم آلمان و کشورهایی که خب جزو متحدین بودند و هم متفقین، اینها برای حفظ اموال خودشان سوئیس را انتخاب کرده بودند، سوئیس اصلاً نه نفت دارد نه زراعت دارد، هیچ چیز ندارد، موقعیت جغرافیایی موجب تثبیت ارزش مالی شده است، و این بحث خیلی بحث دامنه داری است، ما راجع به همۀ اینها باید صحبت کنیم. راجع به اینکه آیا در یک همچنین شرایطی باز ربا حاکم هست یا حاکم نیست؟ روی این حساب بعد آن وقت راجع به شئُونات بانک و اینکه بانک در چه مواردی میتواند دخالت کند؟ آیا ملکیت بانک ملکیت شخصی است یا ملکیت تعلیقی است و به لحاظ وکالت از طرف مالکین، مؤدین، اینها [مالک] میشوند؟ بحث دیگری که در اینجا داریم راجع به مالکیت دولت است، آیا دولت مالکیت شخصی پیدا میکند یا اینکه دولت اصلاً مالک نمیشود و فقط به عنوان وکالت از ملت هست؟ این هم یکی از بحث هایی است که مهم است. خیلی مباحث در اینجا است. یعنی استجماع این مباحث مختلف، این نیاز به یک وقت بسیار زیادی دارد، ولی الحمدلله ما دیگر حالا شروع کردیم تا ببینیم که این قضیه چه قضیهای از آب در میآید؟ با توجه به مبانی مختلفی که خب در اینجا باید مطرح بشود، بخصوص مسئلۀ تقریری و تأسیسی بودن معاملات و عُقود که آیا قضیه در معاملات، مسئلۀ تقریری است و شارع به عنوان امضاءِ معاملات عرفی اِلّا در موارد نادر، شارع در اینجا خلاصه مُقرّر است یا اینکه شارع مؤسس است و نسبت به معاملات نظر جدیدی دارد؟ اینها دیگر عرض کردم که مباحث مباحث حیاتی است نسبت به این قضیه.

