جلسه ۱
6ببینید در اینجا مسئَله، مسئلۀ حَرْبٍ مِنَ اَللّٰهِ وَ رَسُولِهِ است! و چقدر واقعاً این مسئله مسئلۀ مهمی است که اصلاً کَاَنَّ سَخَط الهی بر این جنبه آن چنان تعلق گرفته که مُقدم بر ربا را محارب با خدا و رسول ذکر میکند و این مطلب را ما در هیچ یک از گناهان نداریم، نه در زنا یک همچنین مطلبی هست که کسی که زنا بکند مُحارب با خدا و رسول است، نه کسی که حتّی قتل نفس محترمه بکند، دیگر از این[(قتل نفس محترمه)] بالاتر که ما نداریم، اما در این مسئله[(ربا)] محارب با خدا و رسول [ذکر شده!] این[نشان می دهد که] این قضیه خیلی مهم است. و این عجیب است که...! اتفاقاً حالا روایاتی هم که در اینجا از أَئمه علیهم السلام می آوریم و آنها را میخوانیم، آنها هم حکایت از این قضیه میکنند.
نکتهای که خیلی در این نکته باعث دقت و توجه است این است که در اینجا میفرماید که: اَلَّذِينَ يَأْكُلُونَ اَلرِّبٰا لاٰ يَقُومُونَ إِلاّٰ كَمٰا يَقُومُ اَلَّذِي يَتَخَبَّطُهُ اَلشَّيْطٰانُ مِنَ اَلْمَسِّ، يَتَخَبَّطُهُ یعنی آن قوای انسانی و عاقلۀ او فروکش کرده است، تنزل کرده است، مثل آدم مَست، مثل آدم حیران، این طور است و این واقعاً عجیب است! آن کسانی که اینها اهل ربا و اینها هستند، اگر انسان به اینها نگاه کند اصلاً انگار وضع انسانی آنها و حالت آنها، عجیب این است که اینها تغییر میکند! یعنی اصلاً از نظر خصوصیات نفسانی اینها اصلاً حالاتشان از حالات انسانی بیرون میآید! اولاً از نظر قساوت، اینها بسیار قَسُی القلب میشوند! و از نظر خود محوری و از نظر عدم حِس عطوفت و رأفت اصلاً به طور کلّی... و انگار در یک هالهای، اگر به آنها نگاه بکنید- من برخورد کرده ام ها، به عدّه عدیدهای از اینها برخورد کردهام- اصلاً اینها در یک هالهای از حیوانیّت و بهیمیت قرار دارند! انگار هیچی حالیشان نیست، فقط تسلط و استیلاءِ بر مال و بدست آوردن آن مال و جمع کردن و حفظ کردن[مال]، و این واقعاً عجیب است که این آیه به نظر من یک مُعجزهای هست در اینجا که این[آیه] کاملاً حالت روحی اینها را[بیان فرموده] که چطور یک حالت جن زدگی يَتَخَبَّطُهُ اَلشَّيْطٰانُ مِنَ اَلْمَسِّ یعنی حالت جن زده، چطور وقتی یک کسی جن زده است پریشان است، حیران است، این افرادی که اهل معاملات رَبوی هستند این طوری هستند! یعنی اصلاً حالت اینها حالت خروج از انسانیت است، از حالت انسانی میآیند بیرون، حالا در ملاکش بعداً میآئیم عرض میکنیم که این جهتش چیست، ولی صحبت در این است که این چه قضیّهای هست، این چه نحوه اثر تکوینی بر این مسئلۀ تشریعی و اعتباری[دارد که...؟]- مسئله تشریعی و اعتباری است دیگر- ولی اثرات وضعی خارجی و اثرات تکوینیاش، این به چه نحو است که آن طور این قضیه مورد سخط و غضب الهی قرار گرفته که اثرات تکوینیاش به این نحوه بروز و ظهور پیدا میکند؟ یعنی این شخص از انسانیت اصلاً میآید بیرون! اَلَّذِي يَتَخَبَّطُهُ اَلشَّيْطٰانُ مِنَ اَلْمَسِّ یعنی این معامله و این مال ربوی که در بدن میرود و با وجود انسان حل میشود و اتّحاد پیدا میکند، این همان جنبۀ ابتعاد از قرب و از رحمت الهی را در انسان وارد میکند و انسان را با آن روح ظُلمانی و کَدر حقیقت این گناه متّحد میکند. این اتحاد بصورت يَتَخَبَّطُهُ اَلشَّيْطٰانُ مِنَ اَلْمَسِّ جلوه میکند، یعنی اصلاً به طور کلی شخص از آن قوۀ تعقّل و عاقله و انبساط و روحانیت و تلقی مطالب بیرون میآید و دور او را یک هالهای، یک جداری از عُصیان و معصیت میگیرد که اصلاً دیگر از آن نمیتواند خارج بشود! یعنی روحش و نفسش با آن روح گناه مُندک میشود!

