جلسه ۱
3این مسئله در زمان سابق رایج و دارج بود. البته در سایر ملل، در یهود، نصارا و امثال ذلک، اینها مسئلۀ ربا ندارند. ربا را مثل یکی از معاملات دیگر میدانند. اما مسئلۀ مهم برای ما در جامعۀ اسلامی مسئلۀ ربا است. یعنی کیفیت معاملهای که بانک آن معامله را انجام دهد و آن معامله معرّای از مسئلۀ ربا باشد. این برای ما مهم است. پس در دو مرحله، البته هر مرحله تقسیم میشود به مراحل دیگر، ما باید راجع به مسائلی صحبت کنیم. اول اینکه ببینیم مسئَلۀ ربا چیست؟ و کیفیت دخول ربا در معاملات به چه نحو است؟ این یک مسئَلۀ مهم است. مسئَلۀ دیگر شئُونات بانک است. یعنی بانک نسبت به آن شئُوناتی که دارد و کیفیت خود جعل بانک، این را ما باید ببینیم که به چه نحو است؟
به عبارت دیگر در وضعیت تجاری و معاملاتی امروز در جوامع اسلامی و ارتباط وثیقی که بین متعاملین در معاملاتشان با همدیگر و با این وضعیتی که فعلاً پیش آمده از یک طرف، و از طرف دیگر ارتباط جوامع اسلامی با جوامع کفر که بانک در آنجا به صورت یک عمل صحیح، بدون هیچ گونه محذوری در آنجا رایج و دارج است، البته مسائل در آنجا باز فرق میکند تا در اینجا، تسهیلاتی که در آنجا هست باز با تسهیلاتی که در اینجا هست خیلی تفاوت دارد و لذا مردم خیلی با آرامش کامل، رجوع به آنها دارند و هیچ گونه محذوری ندارند و اطمینانی که مردم به آن بانکها در آنجا دارند اقتضاء میکند که، شاید بشود گفت که نود و پنج درصد از معاملاتی که الآن در آن جوامع دارد انجام میگیرد، نود و پنج درصد بانک واسطۀ برای آن معاملات هست در آنجا، ولی در وضعیت فعلی خب مثل اینجا، با توجه به نوساناتی که هر روز یک قانون وضع میشود، پول میرود بالا میآید پایین، اختلافات فاحشی که خب پیدا میشود در این مسائل مختلف و اینها؛ آن طوری که باید و شاید این اعتماد نسبت به این قضیه برای افراد پیدا نشده، یعنی به جهت اینکه بانک در اینجا چون قضیۀ بانک یک مسئلۀ دولتی است و دولت است که تعیین کنندۀ ارزش مالی آن وجه رایج در مملکت هست، بنابراین مقداری که خب انسان رجوع میکند به بانک برای کیفیت رجوعش و کیفیت معاملاتی که انجام میدهد و آن نحوه، برای افراد، از باب ناچاری هست. و اِلّا فرض بکنید که ممکن است یک شخص یک پولی را در بانک بگذارد، با توجه به این تورمی که الآن الحمداللَه در این مملکت ما حاکم است، نه دری دارد نه پیکری! این فرض بکنید که یک میلیون میگذارد در اینجا؛ بعد در موقع سال که میخواهد برود بگیرد، این فرض کنید که تبدیل میشود به هفتصد هزار تومان! اگر شخصی بخواهد این پول را در بانک قرار بدهد فقط از باب ناچاری است که دزد نیاید ببرد، فقط همین است! و اِلّا بخواهد نسبت به این پول کاری انجام بدهد، شرکتی بخواهد انجام بدهد، شرکت صحیح که در آن ربا نباشد و همین طور معاملاتی که بخواهد روی این انجام بدهند، این هیچ گونه تضمینی وجود ندارد، یعنی ما در قضیۀ بانک داری و ارتباط معاملات داریم سیر قهقرا را طی میکنیم. در زمان سابق، در زمان شاه حداقل یک روند ثابتی وجود داشت. فرض کنید که نرخ ریال در مملکت یک نرخ ثابتی بود که همراه با سایر نرخها عرضیابی میشد و همیشه ثابت بود، حالا به هر دلیلی در آن موقع این طور بود، و الآن به هر دلیلی دائماً در حال تغیُّر و دائماً در حال تبدّل است، به نحوی که افراد در ارتباطشان با بانک با مسئلۀ ربا و عدم تحقق ربا و با مسئَلۀ تورم و این ارتباط اعطاءِ مال و أخذ مال از بانک به نحوی که موجب یک نوع اطمینانی باشد برای آنها که بتوانند مشارکت کنند و مشارکت آنها بدون ربا باشد، الآن تا به حال محقق نشده؛ و جهتش هم همین است که یک وضع ثابتی الآن بر مملکت حاکم نیست. دائماً در حال تغییر و تبدّل؛ یکی میرود یکی میآید، یکی فرض بکنید که کم می کند یکی زیاد می کند، یک قضیه پیش می آید همین طور...،[به خاطر] این مسئَله[(یعنی تغییر و تبدّل های زیادی که در کشور وجود دارد)] هست که ما نمیتوانیم راجع به بانک و مشارکات بانک، به یک نحو صحیح و مُستقیمی حرکت کنیم. یعنی فرض بکنید که حالا اگر مثل زمان سابق بود که ارزش مالی رایج در مملکت، ارزش ثابت بود، معاملات بانک معاملات مشخص بود، یا معاملاتش رَبَوی بود یا غیر رَبَوی دیگر، در زمان شاه؛ در زمان سابق این طور بود دیگر، معاملات بانک اکثرش رَبَوی بود و مشخص بود این مبلغ را میگیرند این مبلغ را هم در ازایش میگذارند رویش و بعد میدهند، آن وقت انسان میتوانست صریحاً بگوید که این معامله الآن رَبَوی هست یا نه؟ ولی الآن با توجه به شرایط تورم و دگرگونی و تغییر و تبدلات فاحشی که در ارزش مالی مملکت[ وجود دارد، الآن] صحبت کردن از اینکه این معاملات معاملات ربوی هست یا نه، محل اشکال است.

