اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳

0
فقه
جلسات

نسخه عربی

جلسه ۳

2
  • سؤال و جواب عربی 

  • سؤال: فرمودید تا زمان امام رضا یعنی بعد از امام رضا...

  • جواب: روایتی که دلالت بکند، روایتی بعد از امام رضا نداریم، یعنی آن طوری که من تفحض کردم روایتی از امام هادی یا عسگری و... نداریم، تا زمان امام رضا علیه السلام روایات موجود است، یعنی هم از پیغمبر روایت داریم، هم از امیرالمؤمنین هم از علی بن الحسین، از امام حسن و امام حسین روایتی موجود نیست، البته از این دو امام بطور کلی روایت نیست اِلاّ قلیل، چون زمان، زمان تقیّۀ شدید بود و ما در فقه فقط یک عده معدود روایات داریم. البته اخیراً یک کتابی تألیف شده است راجع به روایاتی که از حضرت امام حسین راجع به مسائل فقهی هست، ولی بایستی که خلاصه بیشتر دقت کرد، مثلاً سند این روایات را باید دید؛ از سید الشهداء یا امام حسن مجتبی راجع به مسائل فقهی چند مسئلۀ اجمالی بیشتر نیست. از علی بن الحسین هست، از امام باقر، از امام صادق، از موسی بن جعفر راجع به قضیۀ بشر حافی، از امام رضا علیه السلام هست، روایات مربوط به غناء و استعمال آلات موسیقی تا امام رضا علیه السلام وجود دارد، دیگر از امام رضا به بعد روایتی وجود ندارد.

  • آن وقت صحبت در این است که از زمان پیغمبر تا زمان امام رضا علیه السلام که قریب دویست سال، حداقل صد و هفتاد هشتاد سال، این مدت وجود داشته و ما یک روایت نداریم که[در آن] این[آلات موسیقی] را تقسیم[به حرمت و حلیت] کند که فرض بکنید که اگر استعمال آلات در این مجلس باشد حلال است، اگر در مجلس دیگر باشد، استعمال آلات، محلل است. اصلاً هیچ روایتی به این مضمون وجود ندارد. لذا اینجا اصل قضیه، استعمال آلات موسیقی، مثل مسئلۀ خَمر می‌شود، چه طور در مسئلۀ خمر تقسیم به حلیّت و حرمت معنا ندارد اِلاّ به حکم ثانوی. حکم اولی در خمر، حکم بر حرمت است، حکم اولی در کذب، حکم بر حرمت است، حکم اولی ربا حکم بر حرمت است. اما هر حکمی، کلُّ حکمٍ و ما من حکمٍ اِلاّ عند ضرورته، خب یتغیّر، یتبدّل، خب اصلاً در این بحثی نیست. یعنی احکام [اولی] در حال اضطرار، تغییر و تبدل [پیدا می کند و به احکام ثانوی تبدیل می شود.] اگر به واسطۀ عطش خوفِ موت هم برود خب خمر هم نه تنها مباح می‌شود بلکه واجب هم می شود. یا فرض کنید که در مورد ربا، اگر فرض کنید که یک انقاذ نفس محترمه متوقف بر رباست، فرض کنید که اجرای یک عملیه متوقف بر اخذ رباست، خب ربا در اینجا نه تنها جایز است بلکه واجب است، بخاطر اینکه انقاذ نفس محترمه هست در اینجا. این مسائلی که احکام ثانوی است ما نباید اصلاً در این مسائل صحبت کنیم، نباید داخل در این مسائل...، صحبت در حکم اولی است، حکم اولی نسبت به این مسئله چیست؟ فرض کنید که استعمال وسائطی که لَهُ منفعَة المحلله و له منفعة المحرمه مثل سکین، سکین لها منفعة المحللَه مثل استعمال در مسائل دیگر و لها منفعة المحرمه مثل قتل النفس، استعمال سیف، شراء و بیع سیف، سیف لَهُ منفعة المحلله مثل ...، یا مثل استعمال آلات حرب که یک منفعت محلله دارد و یک منفعت محرمه دارد دیگر. در هر کدام از این دو[(مثلاً سیف و سکین)] باید ببینم که چه [منفعتی] دارد؟ یا فرض کنید مثل تلویزیون و رادیو یا مسائل دیگر که خب ممکن است استفادۀ حرام بشود یا حلال بشود. آیا استعمال آلات موسیقی و بیع و شراء آلات موسیقی به حکم اولی نه به حکم ثانوی، به حکم اولی این مُنقسِم به قِسمَین است، یعنی قسمٌ حلال و قسمٌ حرام است یا مانند خمر و خنزیر است که خمر و خنزیر علی کل حال حرام‌ هستند اما عند الضرورة مباح می‌شوند؟ کدامیک از این دو است؟