جلسه ۳
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
بحث راجع به کیفیت دلالت روایات بر حرمت استعمال ملاهی و معازف است. آیا روایات اطلاق دارند نسبت به معازف یا اینکه روایات در مقام اطلاق، یعنی عموم جمیع موارد استعمال، ساکت هستند و خلاصه روایات در این مقام نیستند؟
نکتهای که در اینجا هست این است که اگر ما روایات استعمال ملاهی و معازف را ملاحظه کنیم موردی را در این روایات نمیبینیم که تخصیص بزنند به مواردی که شبهۀ غناء در آن موارد باشد، یعنی مقیّد کنند حُرمت استعمال را به تحقّق مصداق غناء، یعنی همان طوری که قبلاً گفتیم که در باب غناء بود که ذلک مجلسٌ لا ینظرُ اللَه الیه، و نسبت به صوت، صوتی که همراه با استعمال آلات و مجلس و اینها باشد به آن غناء میگویند، نسبت به آن ترجیع صوت که قبلاً گفته شد. یا اینکه خود صوت به نحوی دارای ارتفاع و انخفاض باشد که مُلهی باشد، به لهو در بیاورد، این مربوط به غناء بود. پس بنابراین معنای غناء در مورد صوت عبارت بود از صوتی که همراه با آن، همان طوری که مرحوم فیض رحمة اللَه علیه فرمودند که صوت مُنضمِّ به ملاهی و معازف، این صوت مُحَرم است؛ اما نفس صوتی که فیه ترجیع باشد حرام نیست. یا صوتی که با دُخول رجال فی المجلس باشد که زن و مرد در آن مجلس باشند، به واسطۀ دُخول رجال این حرام میشود. یعنی غناء در این معنا صدق میکند.
اما در باب استعمال آلات و استعمال معازف، ما تقیید به مجلسی که در آن نساء داخل بشوند یا رجال داخل بشوند نداریم. تمام این روایات به نحو اطلاق است. فرض بکنید که یک روایت داریم نسبت به ابلیس، قال ابا عبداللَه علیه السلام- که روایتی است در کافی- لما ماتَ آدم شمت به ابلیسُ و قابیل و اجتمعا فی الارض و جعل ابلیس و قابیل المعازف و الملاهی، خب مسلَّم در آن موقع رجال و نسائی نبودند، یعنی فقط استعمال ملاهی و معازف در اینجا مُحرَّم بود. حالا مجلسی تشکیل بدهند، زنها بیایند، شُرب خمر بکنند که بخاطر ضم آن ضمائم حرام بشود نیست یک همچین چیزی، در زمان خلقت آدم روی کل زمین هم شاید مثلاً هفت هشت نفر بیشتر نبودند که حالا...

