جلسه ۲
7یا در روایت امام رضا علیه السلام وقتی که حضرت عبور میکنند میبینند یک زنی دو تا کنیز دارد، حضرت به آن زن میگویند کنیزها را میفروشی؟ حضرت در اینجا ناظر بر غناء که صحبت نکردند. یعنی طلب حضرت به وصف غناء که نبوده، به وصف یک آدم بوده، یک زن بوده، دو تا زن بوده دیگر. حضرت به لحاظ اَمَه طلب شراء را مثلاً از آن شخص کرده، یعنی به لحاظ اینکه این اَمَه است، حضرت میخواهد یک اَمَه بگیرد دیگر. یک اَمَه بخرد، این رسم بوده. آن زن چون متوجّه جنبۀ غناء بود میگوید که هذا لا یلیق بک او مثلک لا یشتری هذا، چون جنبۀ غناء مورد نظر بوده.
در این روایاتی که دارد ثمن المغنیة سحتٌ و امثال ذلک، حکم حرمت به لحاظ وصف عنوانی است، یعنی غناء موجب شده است که این حرام بشود و اِلاّ نفس اَمَه خودش فی حد نفسه[خریدنش حرمتی ندارد،] حالا اگر این اَمَه توبه میکرد، اگر این اَمَه توبه کند که جنبۀ مغنیه از او برداشته بشود، چون جنبۀ مغنیه به لحاظ یک وصفی است که این وصف بروز و ظهور دارد، الان فرض کنید که در یک جایی که میگویند فلانی خواننده است، اینکه میگویند فلانی خواننده است منتهی در میان عربها میگویند مغنیۀ کذا، مغنیۀ کذا، در مملکت همینها[(دوستان عرب زبان ما،)] انشاءاللَه خداوند قسمتتان کند! میگویند مغنیه، حالا اگر یک زنی صدایش خوب باشد و در خانه بخواند که نمیگویند مغنیه، مغنیه آن کسی است که میآورند در تلویزیون نشانش میدهند، پنجاه هزار نفر هم میآیند...، چند دلار میگیرند آقای ...؟ خبر ندارید؟ یک دستی...! شما تا حالا نرفتید؟ میآیند پول میدهند، دلار را میدهند و میروند مینشینند و آن هم برایشان میخواند، یعنی مقام ابراز و اظهار این وصف، این عنوان را بر او حمل میکند. یعنی اتصافش به مقام اظهار است. حالا اگر همین خواننده که خیلی هم صدایش قشنگ است، خیلی، اما هیچ وقت در ملاهی و در مجالس شرکت نمیکند، به این مغنیه نمیگویند، میگویند صدایش خوب است. جنبۀ مغنیه و غناء بخاطر مقام ابراز و اظهار است.

