اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲

0
فقه
جلسات
نسخه عربی

جلسه ۲

6
  • روایت دیگر روایت جامع الاخبار است قال رسول اللَه یُحشر صاحب الطنبور یوم القیامة و هو اَسود الوجه و بیده طنبورٌ من نار و فوق رأسِهِ سبعون الف مَلِک، چه بر سرش می‌آید؟! بید کل ملکٍ مغمأة یضربون رأسَهُ و وجهه! مغمأة به این چیزهایی می‌گویند که سرش یک چوبی است یا یک آهنی است و در رأس‌اش مثل یک کُره می‌ماند، به قول عربها می‌‌‌‌‌گفتند واحد یَموت. یکی بزنی می‌میرد. شنیدید شما؟ واحدَ یموت! لا فی العراق مرسوم متعارف، الحرامی یستعمل هذا، یعنی واحد یموت! یعنی واحد... 

  • سؤال: آقا ببخشید همان گرز است؟

  • جواب: گرز است، بله تقریباً به معنی همان گرز است. جناب فردوسی در اشعارشان از گرز خیلی استفاده می‌کنند.

  • و یُحشر صاحب الغناء من قبرِهِ اعمی و اَخرص و ابکاً و یحشر الزّانی مثل ذلک و صاحب المزمار مثل ذلک و صاحب الدف مثل ذلک! خیلی کار سخت است!

  • اینها کُل روایاتی بود که ایشان در اینجا نقل کرده‌اند، به اضافۀ آن روایاتی که ما در وسائل راجع به حرمت استعمال آلات موسیقی خواندیم، در تمام اینها نفس استعمال این آلات موسیقی، آلات لهو و لعب، نفس استعمالش حرام است و حرمت بر خود نفس استعمال تعلق گرفته است. حالا یک صحبتی در اینجا هست، البته در بیان نقل اقوال انشاءاللَه یک قدری به طور مشروح این را عرض می‌کنیم، ولی در ابتدای امر این مسئله است که یک بحثی هست- که مرحوم شیخ هم در مکاسب مُحرَّمه در آن ابواب یَحرُمُ ما تکتسب به این بحث را ذکر کردند- که اگر چنانچه یک چیزی هم جنبۀ حلیت داشته باشد و هم جنبۀ حرمت، غلبۀ هر کدام از این دو موجب حلیت و موجب حرمت آن امر خواهد بود. فرض کنید که اگر شخصی یک عبدی یا یک اَمه‌ای را بخرد و این اَمَه آن زیادی قیمتش بخاطر غناء اوست و این بخاطر آن می‌خرد، خب این حرام است که بخرد. اما یک وقتی فرض کنید که اصلاً قصد این شخص از خرید این اَمَه بخاطر غنای او نیست، بلکه این شخص اصلاً از این اَمَه خوشش آمده، حالا اگر قیمت این امه ده مقابل هم باشد این شخص این امه را می‌خرد. به خاطر غناء این امه را نمی خرد، خب این اشکال ندارد. به جهت اینکه خرید و فروش اَمَه فی حدِ نفسه مباح است اِلاّ اینکه بواسطۀ طواری امور خارجی ممکن است حرام باشد که ثمن المغنیة سحت، که در یک جا که داریم ثمن الکلب و المغنیة سحت، به خاطر آن امر خارجی این خرید می شود حرام، اما نفس شراء مغنیه بما هِیَ اَمَه، بما هی مرأة، نفس این خرید خب اشکالی ندارد. لذا ما می‌بینیم که بین جنبۀ مغنیه با جنبۀ اَمَه در اینجا فرق گذاشته شده. یعنی نفس آن اَمَه بما هی هی، این بلا مانع است؛ اما همین اَمَه اگر مغنی بخواهد بشود این می‌شود حرام. یعنی به لحاظ وصف مغنیه این بیع و شرِاء انجام می‌شود نه به لحاظ وصف امه بودن و عبد بودن، چون در روایت می گوید ثمن المغنیة نمی‌گوید ثمن الاَمَه، یک وقت می‌گوید ثمن الامَه اِذا کانَ مغنیة حرام، اِذا لم یکُن لمغنیة لیس بحَرام، از اول موضوع برای حکم روی مغنیه به وصف مغنیه رفته.