جلسه ۲
4سؤال و جواب عربی
قطب راوندی در لب اللباب عن النبی صلی اللَه علیه و آله و سلم: اِنَّ اللَه حَرَّم الدف و الکوبة و المزامیر و ما یُلعب به. یعنی به نحو اطلاق، هیچ تقییدی در آن نیست.
و عنُه صلی اللَه علیه و آله اِنَّهُ قال نُهینا عن صوتین احمقین فاجرین صوتٌ عند المصیبة مع خمش الوجوه و شق الجیوه و صوتٌ عند النعمة باللَهو و اللعب بالمزامیر و اِنَّهُما مزامیر الشیطان. این هم یک روایت.
روایت دیگر روایت عوالی اللئالی است عن رسول اللَه، اِنَّهُ نهی عن الضرب بالدف و الرقص و عن اللعب کُلّه و عن حضوره و عن الاستماع الیه و لم یجِز ضرب الدف اِلاّ فی الاملاک و الدُخول بشرط ان یکون فی البکر و لا یدخل الرجال علیهن. فقط در دو جا ظاهراً این مسئلۀ دف استثنا شده- دف یعنی دایره، نه اینکه دیگر خیلی...، طبل و این حرفها- یکی در عروسی هست و یکی هم ظاهراً در ولیمهای که میدهند برای منزل و اینها، در آنجا هم میگویند که وقتی که ملائکه طبل بلند کردند...،
اگر یک طلبهای سور بدهد طبل نمیزنند! خب دیگر فعلاً تا بحال هنوز...! پیغمبر دید یک ملکی طبل را گرفته نمیزند، گفت هر وقت یک روحانی سور بدهد من طبل میزنم! بعد گفت خب چند تا زدی؟ گفت تا بحال نزدم.
سؤال: افراد عالم یا روحانیون؟
جواب: آخوندها! عالم روحانی
و عنهُ صلی اللَه علیه و آله...،
در یک روایتی داریم، البته روایت نیست خبر است که در عروسی حضرت زهرا، آن شب که زنها میخواندند دف هم بود. این هم طبق یک خبری بود، همین دایره، مثلاً حالا عربها میزدند دیگر، حالا پیغمبر دیگر خیلی عروسی را برایشان سخت نگرفته.
و یا اینکه...، البته خب ما نمیتوانیم این یکی را دلیل قرار بدهیم، که در وقتی که حضرت وارد قبا شدند، البته در آنجا هنوز اسلام نیامده بود، وقتی وارد قبا شدند مستقبلینی که از پیغمبر استقبال میکردند درقبا، اینها با دف و اینها بودند و میزدند و میرقصیدند و اینها، خب البته هنوز احکام اسلام بیان نشده بود، پیغمبر هم میگوید حالا فعلاً صبر میکنیم تا بعد یواش یواش، کم کم، شویَّ شویَّ،

